freeloading

[ایالات متحده]/ˈfriːloʊdɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfriːloʊdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بهره‌برداری از سخاوت دیگران بدون هیچ چیزی در عوض دادن

عبارات و ترکیب‌ها

freeloading friends

دوستان بی‌هزینه

freeloading guests

مهمانان بی‌هزینه

freeloading behavior

رفتار بی‌هزینه

freeloading lifestyle

سبک زندگی بی‌هزینه

freeloading relatives

خویشان بی‌هزینه

freeloading coworkers

همکاران بی‌هزینه

freeloading tenants

مستاجران بی‌هزینه

freeloading partners

همکاران بی‌هزینه

freeloading children

بچه‌های بی‌هزینه

freeloading acquaintances

آشنایان بی‌هزینه

جملات نمونه

he was accused of freeloading off his friends.

او به خاطر استفاده بی‌وجوه از دوستانش متهم شده بود.

freeloading can damage relationships over time.

استفاده بی‌وجوه می‌تواند در طول زمان به روابط آسیب برساند.

she doesn't like freeloading guests at her party.

او از مهمانانی که بدون پرداخت هزینه در مهمانی او حضور دارند خوشش نمی‌آید.

freeloading is often seen as a lack of responsibility.

استفاده بی‌وجوه اغلب به عنوان فقدان مسئولیت تلقی می‌شود.

they warned him about the consequences of freeloading.

آنها به او در مورد عواقب استفاده بی‌وجوه هشدار دادند.

freeloading can lead to resentment among friends.

استفاده بی‌وجوه می‌تواند منجر به نارضایتی در بین دوستان شود.

he thought freeloading was a clever way to save money.

او فکر می‌کرد استفاده بی‌وجوه راه باهوشی برای صرفه‌جویی در پول است.

freeloading at events can make others uncomfortable.

استفاده بی‌وجوه در رویدادها می‌تواند دیگران را ناراحت کند.

they decided to stop freeloading and contribute more.

آنها تصمیم گرفتند استفاده بی‌وجوه را متوقف کرده و بیشتر کمک کنند.

freeloading is not a sustainable way to live.

استفاده بی‌وجوه راهی پایدار برای زندگی نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید