mooching

[ایالات متحده]/ˈmuːtʃɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmuːtʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل درخواست یا به دست آوردن چیزی بدون ارائه چیزی در عوض؛ به طور بی هدف پرسه زدن یا معطل ماندن

عبارات و ترکیب‌ها

mooching around

چسبيدن به ديگران

mooching off

چسبيدن به ديگران

mooching money

چسبيدن برای پول

mooching food

چسبيدن برای غذا

mooching drinks

چسبيدن برای نوشيدني

mooching favors

چسبيدن برای لطف

mooching gifts

چسبيدن برای هديه

mooching rides

چسبيدن برای سواری

mooching time

چسبيدن برای وقت

mooching around town

چسبيدن به اطراف شهر

جملات نمونه

he is always mooching off his friends.

او همیشه از دوستانش استفاده می‌کند.

stop mooching around and get to work.

دست از استفاده کردن کنار بگذارید و به کار بروید.

she hates it when people are mooching at her party.

او از اینکه افراد در مهمانی او استفاده کنند، متنفر است.

they were mooching for free food at the event.

آنها برای غذا رایگان در رویداد استفاده می‌کردند.

he has a habit of mooching off his parents.

او عادت دارد از والدینش استفاده کند.

she felt embarrassed about mooching from her coworkers.

او از اینکه از همکارانش استفاده می‌کرد، خجالت می‌کشید.

it's not polite to be mooching all the time.

استفاده کردن تمام وقت مودبانه نیست.

they caught him mooching drinks from the bar.

آنها او را در حال استفاده کردن از نوشیدنی‌ها از بار گرفتند.

he was mooching around the mall without any money.

او بدون هیچ پولی در حال استفاده کردن در مرکز خرید بود.

she is tired of her brother mooching off her.

او از اینکه برادرش از او استفاده کند خسته شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید