frolicked

[ایالات متحده]/ˈfrɒlɪkt/
[بریتانیا]/ˈfrɑːlɪkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با شادی بازی کرد و حرکت کرد

عبارات و ترکیب‌ها

frolicked in joy

با خوشی بازی کرد

frolicked with friends

با دوستان بازی کرد

frolicked through fields

در میان مزارع بازی کرد

frolicked in snow

در برف بازی کرد

frolicked like children

مثل بچه ها بازی کرد

frolicked under stars

تحت ستارگان بازی کرد

frolicked all day

کل روز بازی کرد

frolicked with laughter

با خنده بازی کرد

جملات نمونه

the children frolicked in the park all afternoon.

کودکان بعد از ظهر در پارک بازی کردند.

they frolicked along the beach, enjoying the sun.

آنها در کنار ساحل بازی کردند و از آفتاب لذت بردند.

the puppies frolicked in the grass, chasing each other.

سگ‌های توله در چمن‌ها بازی کردند و تعقیب یکدیگر.

we watched as the kids frolicked near the fountain.

ما تماشا کردیم که بچه‌ها نزدیک فواره بازی می‌کنند.

she frolicked through the fields of flowers, laughing.

او در میان مزارع گل بازی کرد و می‌خندید.

the lambs frolicked in the meadow, full of energy.

بره‌ها در چمنزار پر از انرژی بازی کردند.

they frolicked together, making memories that would last.

آنها با هم بازی کردند و خاطراتی ساختند که ماندگار بودند.

the kids frolicked in the snow, building snowmen.

بچه‌ها در برف بازی کردند و آدم برفی ساختند.

as the sun set, they frolicked by the riverside.

همانطور که خورشید غروب می‌کرد، آنها در کنار رودخانه بازی کردند.

on the warm summer day, they frolicked in the water.

در روز گرم تابستان، آنها در آب بازی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید