skipped

[ایالات متحده]/[ˈskɪptɪd]/
[بریتانیا]/[ˈskɪptɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پریدن از روی چیزی؛ از دست دادن یا غیبت کردن؛ اجتناب از انجام کاری.
adj. نپریده‌شده (skipped).

عبارات و ترکیب‌ها

skipped a beat

ضربان قلبم را از دست دادم

skipped class

غایب بودم در کلاس

skipped stones

سنگ‌ها را می‌پریم

skipping rope

طناب می‌پرم

skipped lunch

ناهار را از دست دادم

skipping ahead

قدم قدم جلو می‌روم

skipped over

از آن گذشت

skipping meals

وعده‌های غذایی را از دست می‌دهم

skipped the line

از صف رد شدم

skipping town

شهر را ترک کردم

جملات نمونه

i skipped breakfast this morning because i was running late.

من صبحانه را امروز صبح از دست دادم چون عجله داشتم.

the team skipped a practice session due to the heavy rain.

تیم یک جلسه تمرینی را به دلیل باران شدید از دست داد.

don't skip important steps in the installation process.

مراحل مهم را در فرآیند نصب نادیده نگیرید.

he skipped ahead of the group and got lost.

او از گروه جلو زد و گم شد.

she skipped rope with her friends in the park.

او با دوستانش در پارک طناب می‌زد.

we skipped the boring part of the movie.

ما قسمت خسته کننده فیلم را از دست دادیم.

the child skipped happily down the street.

کودک با خوشحالی در خیابان می‌پرید.

i skipped over that paragraph because it was irrelevant.

من آن پاراگراف را از دست دادم چون نامربوط بود.

they skipped the question on the exam.

آنها سوال را در امتحان از دست دادند.

he skipped his appointment with the doctor.

او قرار ملاقاتش با دکتر را از دست داد.

the music skipped on the record player.

موسیقی روی صفحه گرامافون از دست رفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید