frondlet

[ایالات متحده]/ˈfrɒndlɪt/
[بریتانیا]/ˈfrɑndlɪt/

ترجمه

n. یک برگچه کوچک، معمولاً از سرخس‌ها، نخل‌ها یا سیکادها

عبارات و ترکیب‌ها

young frondlet

فرندلت جوان

frondlet growth

رشد فرندلت

frondlet structure

ساختار فرندلت

frondlet development

توسعه فرندلت

frondlet shape

شکل فرندلت

frondlet arrangement

چیدمان فرندلت

frondlet tips

سر فرندلت

frondlet size

اندازه فرندلت

frondlet color

رنگ فرندلت

frondlet features

ویژگی‌های فرندلت

جملات نمونه

the frondlet of the fern unfurled beautifully in the sunlight.

سرشاخه کوچک سرخس به زیبایی در نور خورشید باز شد.

each frondlet contributes to the overall beauty of the plant.

هر سرشاخه کوچک به زیبایی کلی گیاه کمک می کند.

she carefully examined the frondlet for any signs of disease.

او به دقت سرشاخه کوچک را برای هرگونه نشانه بیماری بررسی کرد.

the frondlet was a vibrant green, indicating good health.

سرشاخه کوچک سبز زنده بود که نشان دهنده سلامتی خوب بود.

frondlet arrangements can enhance the aesthetic of a garden.

چیدمان سرشاخه کوچک می تواند زیبایی یک باغ را افزایش دهد.

in botanical studies, the frondlet plays an important role.

در مطالعات گیاه شناسی، سرشاخه کوچک نقش مهمی ایفا می کند.

she collected frondlet samples for her research project.

او نمونه های سرشاخه کوچک را برای پروژه تحقیقاتی خود جمع آوری کرد.

the frondlet's texture was rough to the touch.

بافت سرشاخه کوچک در لمس زبر بود.

observing the frondlet's growth can teach us about plant development.

مشاهده رشد سرشاخه کوچک می تواند به ما در مورد رشد گیاهان آموزش دهد.

she noticed the frondlet was wilting due to lack of water.

او متوجه شد که سرشاخه کوچک به دلیل کمبود آب در حال پژمردگی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید