frostier

[ایالات متحده]/ˈfrɒstɪə/
[بریتانیا]/ˈfrɔːstɪr/

ترجمه

adj. سرد یا یخ‌زده; پوشیده از یخ; عاطفی دور; بی‌دوست

عبارات و ترکیب‌ها

frostier mornings

صبح‌های سردتر

frostier weather

آب و هوای سردتر

frostier nights

شب‌های سردتر

frostier conditions

شرایط سردتر

frostier temperatures

دمای سردتر

frostier air

هوای سردتر

frostier climates

آب و هوای سردتر

frostier landscapes

مناظر سردتر

frostier days

روزهای سردتر

frostier feelings

احساسات سردتر

جملات نمونه

the atmosphere became frostier as winter approached.

فضای هوا با نزدیک شدن زمستان سردتر شد.

her response was frostier than i expected.

پاسخ او سردتر از آن چیزی بود که انتظار داشتم.

he noticed the frostier relationship between his friends.

او متوجه رابطه‌ی سردتر بین دوستانش شد.

the weather is getting frostier each night.

هوا هر شب سردتر می‌شود.

as the argument continued, their tone grew frostier.

همانطور که بحث ادامه یافت، لحن آنها سردتر شد.

the frostier conditions made driving more difficult.

شرایط سردتر رانندگی را دشوارتر کرد.

she gave him a frostier look after the incident.

او بعد از حادثه نگاه سردتری به او کرد.

the conversation turned frostier as the topic shifted.

همانطور که موضوع تغییر کرد، مکالمه سردتر شد.

the frostier the air, the clearer the stars shine.

هرچه هوا سردتر باشد، ستارگان بیشتر می‌درخشند.

her attitude became frostier after the disagreement.

بعد از اختلاف نظر، نگرش او سردتر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید