milder

[ایالات متحده]/[ˈmaɪlə(r)]/
[بریتانیا]/[ˈmaɪlə(r)]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj.کمتر شدید؛ کمتر خشن؛ ملایم‌تر؛ کمتر شدید
adv.به روشی ملایم‌تر

عبارات و ترکیب‌ها

milder weather

هوای ملایم‌تر

milder taste

طعم ملایم‌تر

milder climate

آب و هوای ملایم‌تر

milder rebuke

تکریم ملایم‌تر

milder form

فرم ملایم‌تر

felt milder

احساس ملایمت کرد

be milder

ملایم‌تر باش

a milder tone

لحنی ملایم‌تر

much milder

خیلی ملایم‌تر

considerably milder

به طور قابل توجهی ملایم‌تر

جملات نمونه

the weather today is milder than yesterday.

هوا امروز از دیروز ملایم‌تر است.

she has a milder form of the disease.

او یک شکل ملایم‌تر از بیماری دارد.

the teacher took a milder approach to discipline.

معلم از یک رویکرد ملایم‌تر برای انضباط استفاده کرد.

the sauce has a milder flavor than the original recipe.

سس طعم ملایم‌تری نسبت به دستورالعمل اصلی دارد.

he gave a milder criticism than i expected.

او انتقاد ملایم‌تری نسبت به آنچه انتظار داشتم ارائه داد.

the detergent is designed for milder fabrics.

این مواد شوینده برای پارچه‌های ملایم‌تر طراحی شده است.

the company adopted a milder marketing strategy.

شرکت یک استراتژی بازاریابی ملایم‌تر را اتخاذ کرد.

the coffee is a milder blend than the dark roast.

قهوه ترکیبی ملایم‌تر از قهوه رست تیره است.

she offered a milder suggestion for the project.

او پیشنهاد ملایم‌تری برای پروژه ارائه داد.

the politician presented a milder version of his views.

سیاستمدار یک نسخه ملایم‌تر از نظرات خود ارائه داد.

the soap has a milder scent than the other brand.

صابون بوی ملایم‌تری نسبت به برند دیگر دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید