froze in time
در زمان یخ زد
froze to death
تا مرگی یخ زد
froze over quickly
به سرعت یخ زد
froze with fear
از ترس یخ زد
froze my assets
دارایی هایم یخ زد
froze last year
سال گذشته یخ زد
froze his heart
قلبش یخ زد
froze the moment
در آن لحظه یخ زد
froze in place
در همان جا یخ زد
froze the frame
فریم را یخ زد
he froze in shock when he heard the news.
او با شنیدن خبر شوکه شد و جا خورد.
the lake froze over during the winter.
در طول زمستان دریاچه یخ زد.
she froze the leftovers for later use.
او برای استفاده بعدی، غذای باقیمانده را فریز کرد.
he froze in place, unable to move.
او در جا خشک شد و نتوانست تکان بخورد.
the temperature dropped so low that the pipes froze.
دمای هوا آنقدر پایین آمد که لولهها یخ زدند.
she froze the moment she saw the spider.
همین که عنکبوت را دید، خشک شد.
the photographer froze the action perfectly.
عکاس به خوبی لحظه را ثابت کرد.
he froze the image on the screen to analyze it.
او تصویر روی صفحه را ثابت کرد تا آن را تحلیل کند.
the sudden noise froze everyone in their tracks.
صدای ناگهانی باعث شد همه جا بخورند.
they froze the moment for a beautiful memory.
آنها آن لحظه را برای یک خاطره زیبا ثابت کردند.
froze in time
در زمان یخ زد
froze to death
تا مرگی یخ زد
froze over quickly
به سرعت یخ زد
froze with fear
از ترس یخ زد
froze my assets
دارایی هایم یخ زد
froze last year
سال گذشته یخ زد
froze his heart
قلبش یخ زد
froze the moment
در آن لحظه یخ زد
froze in place
در همان جا یخ زد
froze the frame
فریم را یخ زد
he froze in shock when he heard the news.
او با شنیدن خبر شوکه شد و جا خورد.
the lake froze over during the winter.
در طول زمستان دریاچه یخ زد.
she froze the leftovers for later use.
او برای استفاده بعدی، غذای باقیمانده را فریز کرد.
he froze in place, unable to move.
او در جا خشک شد و نتوانست تکان بخورد.
the temperature dropped so low that the pipes froze.
دمای هوا آنقدر پایین آمد که لولهها یخ زدند.
she froze the moment she saw the spider.
همین که عنکبوت را دید، خشک شد.
the photographer froze the action perfectly.
عکاس به خوبی لحظه را ثابت کرد.
he froze the image on the screen to analyze it.
او تصویر روی صفحه را ثابت کرد تا آن را تحلیل کند.
the sudden noise froze everyone in their tracks.
صدای ناگهانی باعث شد همه جا بخورند.
they froze the moment for a beautiful memory.
آنها آن لحظه را برای یک خاطره زیبا ثابت کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید