freeze

[ایالات متحده]/friːz/
[بریتانیا]/friːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. (باعث شدن به) جامد شدن به وسیله سرما
n. یک دوره از سرما شدید که در آن مایع به یخ تبدیل می‌شود؛ عمل تبدیل به یخ.
Word Forms
جمعfreezes
زمان گذشتهfroze
شکل سوم شخص مفردfreezes
صفت یا فعل حال استمراریfreezing
قسمت سوم فعلfrozen

عبارات و ترکیب‌ها

deep freeze

یخ‌زدگی عمیق

freeze over

یخ زدن روی سطح

freeze solid

تبدیل شدن به یخ جامد

freeze warning

هشدار یخبندان

freeze frame

توقف تصویر

freeze assets

مسدود کردن دارایی‌ها

freeze drying

لیوفیلیزاسیون

freeze in

در سرما گیر کردن

freeze up

یخ زدن

freeze to death

تا سرحد مرگ یخ زدن

wage freeze

مسدود کردن حقوق

freeze thawing

یخ‌زدگی و آب شدن

freeze out

طرد کردن

credit freeze

مسدود کردن اعتبار

جملات نمونه

It may freeze tonight.

احتمال دارد امشب یخبندان شود.

freeze sb. with a frown

چهره را اخم کنید تا بترساند.

the mechanism can freeze at altitude.

مکانیسم می تواند در ارتفاع منجمد شود.

we'll freeze on to those facts.

ما به آن حقایق پایبند خواهیم بود.

The weatherman predicted a freeze for tonight.

پیش‌بینی هواشناسی مبنی بر یخبندان امشب بود.

you'll freeze to death standing there.

اگر آنجا ایستاده بمانید، از سرما خواهید مرد.

this soup freezes well .

این سوپ خوب یخ می‌زند.

the big freeze surprised the weathermen.

یخبندان بزرگ هواشناسان را غافلگیر کرد.

a freeze on city jobs; a proposed freeze on the production of nuclear weapons.

توقف استخدام در شهرداری؛ طرحی برای توقف تولید سلاح‌های هسته‌ای.

The others tried to freeze me out of the conversation.

دیگران سعی کردند مرا از گفتگو حذف کنند.

some people freeze up and look completely false.

برخی افراد عصبی می‌شوند و کاملاً مصنوعی به نظر می‌رسند.

the camera will set fast shutter speeds to freeze the action.

دوربین سرعت شاتر سریع را تنظیم می‌کند تا حرکت را ثابت کند.

Bear in mind that bridges freeze before roads.

به یاد داشته باشید که پل‌ها قبل از جاده‌ها یخ می‌زنند.

that cause the ocean to freeze and then melt and then refreeze,

که باعث می‌شود اقیانوس یخ بزند و سپس آب شود و دوباره یخ بزند.

Fear made him freeze in his tracks.

ترس باعث شد او در جا قدم بزند.

Not all fruit and vegetables freeze well.

همه میوه‌ها و سبزیجات خوب یخ نمی‌زنند.

A freezer freezes water solid.

فریزر آب را به صورت جامد منجمد می‌کند.

نمونه‌های واقعی

Dobby suddenly froze, his bat ears quivering.

دابی ناگهان منجمد شد، گوش های خفاش مانندش می لرزید.

منبع: Harry Potter and the Chamber of Secrets

They cannot lay their eggs on ice for they would freeze.

آنها نمی توانند تخم های خود را روی یخ بگذارند زیرا یخ می زنند.

منبع: "BBC Documentary Frozen Planet" Documentary Overview

" It must be freezing, it's January! "

"باید خیلی سرد باشد، دی ماه است!"

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

Some even completely freeze during the winter months.

بعضی ها حتی در طول ماه های زمستان کاملاً یخ می زنند.

منبع: Travel around the world

" ... so you wouldn't freeze to death" .

"... پس شما تا سرحد مرگ یخ نمی زنید." .

منبع: Learn American pronunciation with Hadar.

Many fruit can be frozen very easily.

بسیاری از میوه ها را می توان به راحتی منجمد کرد.

منبع: Junior High School English, Beijing Normal University Edition, Grade Nine (Volume One)

Or so far that everything would freeze.

یا آنقدر دور که همه چیز یخ می زند.

منبع: NPR News April 2013 Collection

Below him, hell is literally frozen over.

زیر او، جهنم به طور واقعی یخ زده است.

منبع: Secrets of Masterpieces

Marilyn is forever frozen in perfect cinematic beauty.

مریلین برای همیشه در زیبایی سینمایی کامل یخ زده است.

منبع: Secrets of Masterpieces

Mrs. Zuckerman wanted to see a deep freeze.

خانم زاکرمن می خواست یک انجماد عمیق ببیند.

منبع: Charlotte's Web

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید