frypans sizzle
چاقوی پانچهها سizzle
new frypans
چاقوی پانچههای جدید
frypans stacked
چاقوی پانچههای تودویی
buying frypans
خرید چاقوی پانچهها
frypans clatter
چاقوی پانچهها تکان میخورند
used frypans
چاقوی پانچههای مصرفشده
frypans overflow
چاقوی پانچهها میخورند
cleaning frypans
پاک کردن چاقوی پانچهها
frypans gleaming
چاقوی پانچههای لامع
frypans scattered
چاقوی پانچههای پراکنده
she bought a new set of nonstick frypans at the store.
او یک مجموعه جدید چرخهای پانچهای غیرچسبنده از فروشگاه خریداری کرد.
he stacked the frypans neatly in the cabinet.
او چرخهای پانچهای را به طور مرتب در قفسه گذاشت.
the chef used two frypans to cook the pancakes.
شکارچی دو چرخ پانچهای را برای پختن پانکیکها استفاده کرد.
we need to replace our old, scratched frypans.
ما نیاز داریم تا چرخهای پانچهای قدیمی و گیجشدهمان را جایگزین کنیم.
the frypans were seasoned with oil before use.
چرخهای پانچهای قبل از استفاده با روغن مایع شدند.
he cleaned the frypans thoroughly after dinner.
او پس از عصر چرخهای پانچهای را به طور کامل تمیز کرد.
she prefers cast iron frypans for searing meat.
او به چرخهای پانچهای آهنی برای سیمان کردن گوشت ترجیح میدهد.
the frypans were stored in a dry place to prevent rust.
چرخهای پانچهای در یک جای خشک نگهداری شدند تا از زنگ زدن جلوگیری شود.
they sold a variety of frypans at the kitchenware show.
آنها در نمایشگاه لوازم آشپزخانه انواع چرخهای پانچهای را فروختند.
he heated the frypans over medium heat.
او چرخهای پانچهای را روی حرارت متوسط گرم کرد.
the frypans were essential for making crispy bacon.
چرخهای پانچهای برای تهیه بیکون چرب ضروری بودند.
she organized her frypans by size and material.
او چرخهای پانچهای خود را بر اساس اندازه و ماده سازماندهی کرد.
frypans sizzle
چاقوی پانچهها سizzle
new frypans
چاقوی پانچههای جدید
frypans stacked
چاقوی پانچههای تودویی
buying frypans
خرید چاقوی پانچهها
frypans clatter
چاقوی پانچهها تکان میخورند
used frypans
چاقوی پانچههای مصرفشده
frypans overflow
چاقوی پانچهها میخورند
cleaning frypans
پاک کردن چاقوی پانچهها
frypans gleaming
چاقوی پانچههای لامع
frypans scattered
چاقوی پانچههای پراکنده
she bought a new set of nonstick frypans at the store.
او یک مجموعه جدید چرخهای پانچهای غیرچسبنده از فروشگاه خریداری کرد.
he stacked the frypans neatly in the cabinet.
او چرخهای پانچهای را به طور مرتب در قفسه گذاشت.
the chef used two frypans to cook the pancakes.
شکارچی دو چرخ پانچهای را برای پختن پانکیکها استفاده کرد.
we need to replace our old, scratched frypans.
ما نیاز داریم تا چرخهای پانچهای قدیمی و گیجشدهمان را جایگزین کنیم.
the frypans were seasoned with oil before use.
چرخهای پانچهای قبل از استفاده با روغن مایع شدند.
he cleaned the frypans thoroughly after dinner.
او پس از عصر چرخهای پانچهای را به طور کامل تمیز کرد.
she prefers cast iron frypans for searing meat.
او به چرخهای پانچهای آهنی برای سیمان کردن گوشت ترجیح میدهد.
the frypans were stored in a dry place to prevent rust.
چرخهای پانچهای در یک جای خشک نگهداری شدند تا از زنگ زدن جلوگیری شود.
they sold a variety of frypans at the kitchenware show.
آنها در نمایشگاه لوازم آشپزخانه انواع چرخهای پانچهای را فروختند.
he heated the frypans over medium heat.
او چرخهای پانچهای را روی حرارت متوسط گرم کرد.
the frypans were essential for making crispy bacon.
چرخهای پانچهای برای تهیه بیکون چرب ضروری بودند.
she organized her frypans by size and material.
او چرخهای پانچهای خود را بر اساس اندازه و ماده سازماندهی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید