fume

[ایالات متحده]/fjuːm/
[بریتانیا]/fjuːm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. دود منتشر کردن; عصبانی شدن
vt. دود منتشر کردن; در معرض دود قرار دادن; با عصبانیت صحبت کردن
n. دود; خشم، ناراحتی
Word Forms
قسمت سوم فعلfumed
جمعfumes
زمان گذشتهfumed
شکل سوم شخص مفردfumes
صفت یا فعل حال استمراریfuming

عبارات و ترکیب‌ها

fume with anger

خشمگین شدن

fume with frustration

ناراحت و عصبانی شدن

fume hood

هود آزمایشگاهی

exhaust fume

دود اگزوز

جملات نمونه

the malodor of diesel fumes;

بوی نامطبوع دود دیزل;

The smoke and fumes almost suffocated me.

دود و گازها تقریباً من را خفه کردند.

fumes from cooking are enough to activate the alarm.

دود حاصل از پخت و پز برای فعال کردن آلارم کافی است.

noise and fumes from traffic would inconvenience residents.

سر و صدای و دود از ترافیک باعث ناراحتی ساکنان می شود.

the air was tainted by fumes from the cars.

هوا با دود از ماشین ها آلوده شده بود.

noxious fumes that foul the air;

دودهای مضر که هوا را آلوده می کنند;

These fires produce really obnoxious fumes and smoke.

این آتش سوزی ها واقعا دود و دوده بسیار زننده تولید می کنند.

fumes spewed out by cars and trucks

دود ناشی از ماشین ها و کامیون ها

clouds of exhaust fumes spewed by cars.

ابر دود اگزوز ناشی از ماشین ها.

he breathed fumes of wine into her face.

او دود شراب را به صورت او دمید.

Noxious fumes poison the air.See Synonyms at contaminate

دودهای سمی هوا را مسموم می کنند. به مترادف ها در آلوده کردن نگاه کنید

Petrol fumes from car engines poison the atmosphere.

دود بنزین از موتورهای ماشین ها، جو را مسموم می کند.

There are many sources of air pollution; exhaust fumes, for example.

منابع زیادی برای آلودگی هوا وجود دارد؛ به عنوان مثال، دود اگزوز.

Exhaust fumes from cars are poisoning the air of our cities.

دود اگزوز از ماشین ها، هوای شهرهای ما را مسموم می کند.

Exhaust fumes made him drowsy and brought on a headache.

دود اگزوز او را خواب‌آلود کرد و باعث سردرد شد.

A firefighter was overcome by fumes at a blaze in a plastics factory.

یک آتش‌نشان در اثر دود در یک آتش‌سوزی در یک کارخانه پلاستیک غش کرد.

fumes seeped in until she was forced to gulp for air.

دود نفوذ کرد تا اینکه مجبور شد برای نفس کشیدن به زور هوا بکشد.

The present invention is improved separating pipe of multitubular cyclonic separator for the fume energy recovering system in petrochemical catalytic cracker.

این اختراع فعلی یک لوله جداسازی بهبود یافته از جداکننده چرخنده چند لوله ای برای سیستم بازیابی انرژی دود در ترک کننده کاتالیزورهای نفتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید