furnished

[ایالات متحده]/ˈfɜ:nɪʃt/
[بریتانیا]/'fɝnɪʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. حاوی مبلمان; اشاره به اتاقی که حاوی مبلمان است
Word Forms
قسمت سوم فعلfurnished
زمان گذشتهfurnished

عبارات و ترکیب‌ها

fully furnished

به طور کامل مبله

partially furnished

به طور جزئی مبله

modern furnished

مبلمان مدرن

nicely furnished

به زیبایی مبله

well-furnished

به خوبی مبله

sparsely furnished

به صورت پراکنده مبله

luxuriously furnished

به شکلی مجلل مبله

tastefully furnished

به سلیقه‌ای مبله

be furnished with

با مبلمان تجهیز شود

furnished apartment

آپارتمان مبله

well furnished

به خوبی مبله

جملات نمونه

their barely furnished house.

خانه به سختی مبله آنها.

furnished the new apartment;

آپارتمان جدید را مبله کردیم;

furnished the particulars of the accident.

جزئیات حادثه را ارائه کرد.

a barely furnished room.

یک اتاق به سختی مبله.

a room furnished with superb taste.

اتاقی که با سلیقه‌ی فوق‌العاده‌ای مبلاغ شده است.

An example is furnished by him.

یک نمونه توسط او ارائه شده است.

They were furnished with room and board.

آنها با اتاق و غذا تأمین شدند.

a simply furnished room

اتاقی که به سادگی مبلاغ شده است.

the house is furnished in a simple country style.

خانه به سبک روستایی ساده مبلاغ شده است.

a house furnished for show, not comfort

خانه‌ای که برای نمایش مبلاغ شده است، نه برای راحتی.

The study was furnished with studious simplicity.

اتاق مطالعه با سادگی علمی مبلاغ شده بود.

Her house is furnished in excellent taste.

خانه او با سلیقه‌ی عالی مبلاغ شده است.

She rents a furnished flat.

او یک آپارتمان مبلاغ شده اجاره می‌کند.

Her room was furnished elegant.

اتاق او به صورت مجلل مبلاغ شده بود.

The old man furnished the guerrillas information.

آن مرد پیر اطلاعات را به گروه‌های چریکی ارائه داد.

They furnished their house with red carpets.

آنها خانه خود را با فرش قرمز مبلاغ کردند.

The room was furnished with a cupboard and some old furniture.

اتاق با یک کابینت و برخی از مبلمان قدیمی ausgestattet بود.

The power station furnished us with electricity.

ایستگاه برق برق را در اختیار ما قرار داد.

One company had been furnished with six cannons.

یک شرکت با شش توپ مجهز شده بود.

Each of the ten bedrooms is individually furnished.

هر یک از ده اتاق خواب به طور جداگانه مبلاغ شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید