furriest

[ایالات متحده]/[ˈfʌrɪst]/
[بریتانیا]/[ˈfʌrɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای پوست مهره‌دار؛ پوشیده از پوست مهره‌دار؛ بسیار مهره‌دار

عبارات و ترکیب‌ها

furryest friend

دوست فری فری تر

the furriest cat

گربه فری فری تر

furry animals

حیوانات فری فری

جملات نمونه

the kitten was the furriest in the litter, always snuggling close.

سگچه در بین خوک‌هایش فری فری‌تری بود و همیشه به دنبال گرم کردن خود بود.

she wore a furriest coat to keep warm during the winter months.

او یک کت فری فری‌تر را پوشید تا در ماه‌های زمستانی گرم بماند.

he petted the furriest dog at the animal shelter, instantly falling in love.

او سگ فری فری‌تر در مراکز پرورش حیوانات را لمس کرد و فوراً عاشق شد.

the furriest teddy bear was her favorite childhood toy.

ببر فری فری‌تر علاقه‌مندی کودکی او بود.

the furriest rabbit hopped across the snowy field.

گرگ فری فری‌تر از میدان برفی پرید.

my niece loves cuddling with the furriest blankets on the bed.

خاله‌ام دوست دارد با پتوهای فری فری‌تر روی تخت خوابیدن.

the artist painted a portrait of the furriest sheep in the pasture.

هنرمند یک پورتره گوسفند فری فری‌تر در مزرعه را نقاشی کرد.

he felt the furriest texture of the angora sweater.

او حس کرده بود که بافت فری فری‌تر کشی انجور.

the children built a snowman with the furriest hat they could find.

کودکان یک انسان برفی با کلاه فری فری‌تری که می‌توانستند پیدا کنند ساختند.

the furriest scarf kept her neck warm on the windy day.

شال فری فری‌تر گردن او را در روز بادی گرم نگه داشت.

the furriest creature in the forest was a playful fox.

حیوان فری فری‌تر در جنگل یک گرگ بازیگوش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید