Who is speaking at such a gabble?
چه کسی با چنین لفاظی صحبت می کند؟
Nicola gabbled on about her boyfriend for hours.
نیکولا برای ساعت ها درباره دوست پسرش صحبت کرد.
he gabbled on in a panicky way until he was dismissed.
او به روشی عصبی و مضطرب صحبت کرد تا اینکه اخراج شد.
The little boy gabble his prayers and jump into bed.
پسر کوچولو دعاهای خود را با عجله گفت و به رختخواب پرید.
Mary gabbled out her prayers and jumped into bed.
مری دعاهای خود را با عجله گفت و به رختخواب پرید.
Don’t gabble, Lucy, I can’t understand when you run your words together.
لوسی، با عجله صحبت نکن، من نمی توانم بفهمم وقتی کلماتت را با هم می پیچانی.
Who is speaking at such a gabble?
چه کسی با چنین لفاظی صحبت می کند؟
Nicola gabbled on about her boyfriend for hours.
نیکولا برای ساعت ها درباره دوست پسرش صحبت کرد.
he gabbled on in a panicky way until he was dismissed.
او به روشی عصبی و مضطرب صحبت کرد تا اینکه اخراج شد.
The little boy gabble his prayers and jump into bed.
پسر کوچولو دعاهای خود را با عجله گفت و به رختخواب پرید.
Mary gabbled out her prayers and jumped into bed.
مری دعاهای خود را با عجله گفت و به رختخواب پرید.
Don’t gabble, Lucy, I can’t understand when you run your words together.
لوسی، با عجله صحبت نکن، من نمی توانم بفهمم وقتی کلماتت را با هم می پیچانی.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید