| صفت یا فعل حال استمراری | enunciating |
| زمان گذشته | enunciated |
| شکل سوم شخص مفرد | enunciates |
| قسمت سوم فعل | enunciated |
| جمع | enunciates |
clearly enunciate
به وضوح بیان کنید
enunciate each word
هر کلمه را به وضوح بیان کنید
properly enunciate sounds
به درستی صداها را بیان کنید
enunciate the consonants
مصوتها را به وضوح بیان کنید
enunciate with confidence
با اعتماد به نفس بیان کنید
she enunciated each word slowly.
او هر کلمه را به آرامی ادا کرد.
Actors learn how to enunciate clearly in the theatrical college.
بازیگران یاد میگیرند که چگونه به وضوح در کالج تئاتر صحبت کنند.
Fowles has masterly manipulated the metafictional techniques to enunciate the motif of the novel-freedom.
فولز به طرز ماهرانه ای از تکنیک های متافیکشنال برای بیان مضمونه رمان - آزادی استفاده کرده است.
It is important to enunciate clearly when giving a speech.
هنگام سخنرانی واضح صحبت کردن مهم است.
She enunciated each word slowly so the students could understand.
او هر کلمه را به آرامی ادا کرد تا دانش آموزان بتوانند متوجه شوند.
He tends to enunciate his words more when he is nervous.
وقتی عصبی است، معمولاً بیشتر کلمات خود را ادا میکند.
Please enunciate your name and address for the record.
لطفاً نام و آدرس خود را برای سوابق ادا کنید.
It can be challenging to enunciate foreign words correctly.
بیان صحیح کلمات خارجی می تواند چالش برانگیز باشد.
The singer enunciated the lyrics beautifully during the performance.
خواننده در طول اجرا به زیبایی متن ترانه را ادا کرد.
In order to be understood, you must enunciate your words clearly.
برای اینکه فهمیده شوید، باید کلمات خود را به وضوح ادا کنید.
He was taught to enunciate properly in his elocution class.
به او در کلاس بیان خود آموزش داده شد که چگونه به درستی صحبت کند.
The teacher asked the student to enunciate the difficult words in the passage.
معلم از دانش آموز خواست کلمات دشوار را در پاراگراف ادا کند.
It's important to enunciate each syllable when learning a new language.
هنگام یادگیری یک زبان جدید، ادا کردن هر هجا مهم است.
clearly enunciate
به وضوح بیان کنید
enunciate each word
هر کلمه را به وضوح بیان کنید
properly enunciate sounds
به درستی صداها را بیان کنید
enunciate the consonants
مصوتها را به وضوح بیان کنید
enunciate with confidence
با اعتماد به نفس بیان کنید
she enunciated each word slowly.
او هر کلمه را به آرامی ادا کرد.
Actors learn how to enunciate clearly in the theatrical college.
بازیگران یاد میگیرند که چگونه به وضوح در کالج تئاتر صحبت کنند.
Fowles has masterly manipulated the metafictional techniques to enunciate the motif of the novel-freedom.
فولز به طرز ماهرانه ای از تکنیک های متافیکشنال برای بیان مضمونه رمان - آزادی استفاده کرده است.
It is important to enunciate clearly when giving a speech.
هنگام سخنرانی واضح صحبت کردن مهم است.
She enunciated each word slowly so the students could understand.
او هر کلمه را به آرامی ادا کرد تا دانش آموزان بتوانند متوجه شوند.
He tends to enunciate his words more when he is nervous.
وقتی عصبی است، معمولاً بیشتر کلمات خود را ادا میکند.
Please enunciate your name and address for the record.
لطفاً نام و آدرس خود را برای سوابق ادا کنید.
It can be challenging to enunciate foreign words correctly.
بیان صحیح کلمات خارجی می تواند چالش برانگیز باشد.
The singer enunciated the lyrics beautifully during the performance.
خواننده در طول اجرا به زیبایی متن ترانه را ادا کرد.
In order to be understood, you must enunciate your words clearly.
برای اینکه فهمیده شوید، باید کلمات خود را به وضوح ادا کنید.
He was taught to enunciate properly in his elocution class.
به او در کلاس بیان خود آموزش داده شد که چگونه به درستی صحبت کند.
The teacher asked the student to enunciate the difficult words in the passage.
معلم از دانش آموز خواست کلمات دشوار را در پاراگراف ادا کند.
It's important to enunciate each syllable when learning a new language.
هنگام یادگیری یک زبان جدید، ادا کردن هر هجا مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید