jabber

[ایالات متحده]/ˈdʒæbə(r)/
[بریتانیا]/ˈdʒæbər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به سرعت و بی‌معنا صحبت کردن
vt. به سرعت و بی‌معنا صحبت کردن
n. گفتار سریع و بی‌معنا
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریjabbering
شکل سوم شخص مفردjabbers
زمان گذشتهjabbered
قسمت سوم فعلjabbered
جمعjabbers

عبارات و ترکیب‌ها

jabber on

صحبت کردن

jabber away

با حوصله صحبت کردن

jabbering nonsense

حرف زدن های بی معنی

stop jabbering

صحبت کردن را متوقف کن

constant jabbering

صحبت کردن مداوم

جملات نمونه

Listen to the jabber of those monkeys.

به حرف‌های بی‌منطق آن میمون‌ها گوش کنید.

He was jabbering away in Russian.

او به زبان روسی با لحنی بی‌منطق صحبت می‌کرد.

he jabbered away to his friends.

او با دوستانش با لحنی بی‌منطق صحبت کرد.

She jabbered away, trying to distract his attention.

او با صحبت کردن سعی کرد توجه او را منحرف کند.

Nobody can understand you if you keep jabbering away like that.

اگر به این شکل با لحنی بی‌منطق صحبت کنید، هیچ کس نمی‌تواند شما را بفهمد.

He jabbered out the words in what seemed a foreign language.

او کلمات را با لحنی بی‌منطق در زبانی که به نظر خارجی می‌رسید، ادا کرد.

نمونه‌های واقعی

We listened to whiny rock songs while Jessica jabbered on about the boys we hung out with.

ما در حالی که جسیكا درباره پسرهایی که با آنها معاشرت می‌کردیم، به طور مداوم صحبت می‌کرد، به آهنگ‌های راک خسته‌کننده گوش می‌دادیم.

منبع: Twilight: Eclipse

I mean, not all the jibber jabber in the middle, but...

منظورم این نیست که همه حرف‌های بی‌معنی در وسط باشد، اما...

منبع: The Big Bang Theory Season 7

So please try to avoid wasting her time with female jibber jabber.

پس لطفاً از صرف وقت او با حرف‌های بی‌معنی زنانه‌اش خودداری کنید.

منبع: The Big Bang Theory Season 3

I guessed he wanted me to learn instead of jabbering away in the mouth.

حدس زدم می‌خواست به جای حرف زدن بی‌وقفه، من یاد بگیرم.

منبع: Rich Dad Poor Dad

They preferred to stand together, and jabber all night in their queer Sikh lingo.

آنها ترجیح می‌دادند کنار هم بایستند و تمام شب به زبان عجیب و غریب سیک خود صحبت کنند.

منبع: The Sign of the Four

On the other side of the room, Fleur was jabbering away in French to her mother.

در طرف دیگر اتاق، فِلور با مادرش به زبان فرانسه به طور مداوم صحبت می‌کرد.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

Again the ape plucked at his shoulder, jabbering plaintively.

باز هم میمون به شانه او چنگ زد و با ناراحتی صحبت کرد.

منبع: Son of Mount Tai (Part 1)

But they still jabber on about saturated, or mono- polyunsaturated, omega-3, hydrogenated, or trans.

اما آنها هنوز هم درباره اشباع شده، یا مونو-پلی اشباع نشده، امگا-3، هیدروژنه یا ترانس، صحبت می‌کنند.

منبع: Chemistry Crash Course

Across the clearing he saw the jabbering horde watching.

در آن سوی دشت، او گروهی از افراد در حال صحبت کردن را دید.

منبع: Son of Mount Tai (Part 1)

He locks the door and has just tugged at it three times when he hears a late-pubescent voice jabbering in his ear.

او در را قفل می‌کند و درست زمانی که دستگیره را سه بار می‌کشد، صدای یک نوجوان دیررس به گوشش می‌رسد که در گوشش صحبت می‌کند.

منبع: A man named Ove decides to die.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید