gags

[ایالات متحده]/gæg/
[بریتانیا]/gæg/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. دهان را مسدود کردن؛ جلوگیری از ابراز آزادانه کلمات
vi. خفه کردن؛ تهوع آوردن
n. چیزی که در دهان گذاشته می‌شود تا مانع صحبت شود؛ بیانیه‌ای که بحث را پایان می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

gag order

دستور منع انتشار

gag reflex

رفلکس سد کردن

جملات نمونه

bromidic gags in sitcoms.

طعنه های تکراری در سریال های تلویزیونی.

A thermometer gages the temperature.

یک دماسنج دمای هوا را اندازه گیری می کند.

The robbers rammed the gag in her mouth.

سارقان چیزی را در دهان او قرار دادند.

there were gags, spoofs, and dumbshows.

طعنه ها، تقلیدها و نمایش های بی صدا وجود داشت.

the government is trying to gag its critics.

دولت سعی می کند منتقدان خود را ساکت کند.

one of the most memorable gags in the history of vaudeville.

یکی از به یاد ماندنی ترین طعنه ها در تاریخ وادویل.

The fuel gages dropped swiftly.

نشانگرهای سوخت به سرعت کاهش یافتند.

They tied him up and put a gag on him.

آنها او را بستند و چیزی را در دهانش قرار دادند.

a mixture of wit and instant visual gags

ترکیبی از هوش و طعنه های بصری فوری

a non-stop comedian, cracking gags by the dozen

یک کمدین بدون توقف، با دوزن جوک.

editorials accusing the government of wanting to gag the popular press.

مقاله هایی که دولت را به تلاش برای خفه کردن رسانه های محبوب متهم می کنند.

The gang tied up the security guard and put a gag in his mouth.

گروه نگهبان امنیتی را بستند و چیزی را در دهانش قرار دادند.

There was this running gag about a penguin (= they kept telling penguin jokes).

این یک طعنه تکراری در مورد یک پنگوئن بود (= آنها دائماً در مورد شوخی های پنگوئن صحبت می کردند).

Refusing the straightjacket of political totalitarianism only to put on the straightjaket of religious conservative totalitarianism merely changes the design of the gag not its effectiveness.

تنفس از دیکتاتوری سیاسی تنها برای پوشیدن کت تنگ دیکتاتوری مذهبی محافظه کارانه، فقط طراحی طعنه را تغییر می دهد، نه اثربخشی آن.

Oh, Popeye. You're smart like anything! -Watch this, butter muscles! Even I think it's impossible! That lamebrain will fall for this gag...

اوه، پوپه. شما مثل هر چیزی باهوش هستید! - به این نگاه کنید، عضلات کره ای! حتی من فکر می کنم غیرممکن است! آن مغز فسرده در این طعنهه میفتد...

Far more importantly, however, it was also one of the sites of Willy Widdershins's exploding toilet gags that Arthur Weasley investigated for the Ministry of Magic (OP7).

بسیار مهمتر از آن، این یکی از مکان های طعنه های توالت انفجاری ویلی ویدرشینز بود که آرتور ویزلی برای وزارت جادوی (OP7) بررسی کرد.

Boiler's appurtenance: burners which will be suitable for the fuels of the boilers, water treatment devices, pumps, blowers, de-oxygenization devices, heaters, safety devices, water gages;

تجهیزات دیگ بخار: مشعل‌هایی که برای سوخت‌های دیگ‌ها مناسب هستند، دستگاه‌های تصفیه آب، پمپ‌ها، دمنده‌ها، دستگاه‌های حذف اکسیژن، گرم‌کن‌ها، دستگاه‌های ایمنی، نشانگرهای آب;

نمونه‌های واقعی

It's the ball gag. I thought you wanted it.

این وسیله برای بستن دهان است. فکر کردم می‌خواهی.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

All four of them had been gagged.

هر چهار نفرشان دهانشان بسته شده بود.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

We do not recycle ball gags.

ما این وسیله برای بستن دهان را بازیافت نمی‌کنیم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

It was one of the better budget gags.

یکی از خوب‌های ارزان‌قیمت بود.

منبع: The Economist (Summary)

We didn't know if it was a gag.

نمی‌دانستیم شوخی است یا نه.

منبع: NPR News March 2022 Compilation

A negative test result would be a normal gag reflex.

نتیجه منفی تست، یک رفلکس طبیعی برای بستن دهان خواهد بود.

منبع: Osmosis - Microorganisms

" Remove her gag." The power essentially allows its practitioners to mentally dominate most individuals.

" دهان او را باز کن." این قدرت اساساً به عمل‌کنندگان آن اجازه می‌دهد تا بیشتر افراد را از نظر ذهنی تحت سلطه درآورند.

منبع: Selected Film and Television News

Lawyers are under gag order and not talking.

وکلای در حال حاضر ممنوعیت سخن‌گویی دارند و صحبت نمی‌کنند.

منبع: NPR News August 2013 Compilation

" Er—my—nee—no! " shouted Ron through his gag.

«اِ—من—نِ—نه!» رون از پشت وسیله بستن دهان فریاد زد.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

He frowned. " What is this? A gag? "

او اخم کرد. «این چیست؟ یک وسیله برای بستن دهان؟»

منبع: Flowers for Algernon

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید