joke

[ایالات متحده]/dʒəʊk/
[بریتانیا]/dʒok/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک داستان طنزآمیز یا خنده‌دار، شوخی یا حکایت
vt. شوخی کردن یا یک شوخی بر روی کسی انجام دادن
vi. در شوخی یا مزاح مشغول بودن
Word Forms
زمان گذشتهjoked
جمعjokes
صفت یا فعل حال استمراریjoking
قسمت سوم فعلjoked
شکل سوم شخص مفردjokes

عبارات و ترکیب‌ها

crack a joke

یک لطیفه تعریف کردن

joke around

گپ و گفت‌های شوخ‌طبعانه

practical joke

شوخی عملی

make a joke

شوخی کردن

as a joke

به عنوان شوخی

no joke

شوخی نیست

in joke

شوخی داخلی

beyond a joke

فراتر از شوخی

play a joke

شوخی کردن با کسی

bad joke

شوخی بد

جملات نمونه

The joke is overdone.

شوخی بیش از حد شده است.

greet a joke with laughter.

با خنده به یک شوخی پاسخ دهید.

play a joke on a friend.

شوخی با یک دوست کنید.

Their reaction to the joke is to laugh.

واکنش آنها به شوخی خنده است.

that's a joke in very bad taste.

این یک شوخی با سلیقه بسیار بد است.

take a joke in good part.

شوخی را با روحیه خوب بپذیرید.

That joke didn't rate a laugh.

آن شوخی ارزش خنده نداشت.

The joke is a nasty hit at him.

شوخی ضربه بدی به او بود.

I’m afraid that joke was lost on me.

می‌ترسم آن شوخی را متوجه نشدم.

The jokes fell flat.

شوخی ها اثر نکرده بودند.

snigger at a rude joke

به یک شوخی بی ادبانه نخندید.

The jokes get yaks.

شوخی ها یَک ها را به دست می آورند.

a joke that was incongruous with polite conversation.

یک جوک که با گفتگوی مؤدبانه ناسازگار بود.

spicy jokes and suggestive songs.

شوخی های تند و آهنگ های پیشنهادی.

untoward jokes and racial remarks.

شوخی های نامناسب و اظهارات نژادی.

a joke that was vieux jeu even in my day.

یک شوخی که حتی در زمان من قدیمی بود.

The test was a joke to the whole class.

آزمون برای کل کلاس یک شوخی بود.

It’s no joke living on such a small income.

زندگی با چنین درآمد کم، شوخی نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید