galloped

[ایالات متحده]/ˈɡæl.əpt/
[بریتانیا]/ˈɡæl.əpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته کامل gallop

عبارات و ترکیب‌ها

galloped away

دور شد

galloped past

کنار رفت

galloped off

دور رفت

galloped home

به سمت خانه رفت

galloped forward

به جلو رفت

galloped quickly

به سرعت رفت

galloped joyfully

با خوشحالی رفت

galloped loudly

با صدای بلند رفت

galloped together

با هم رفتند

جملات نمونه

the horse galloped across the field.

اسب با سرعت در سراسر زمین میدوید.

she galloped away on her trusty steed.

او با اسب مورد اعتماد خود با سرعت دور شد.

the children galloped around the playground.

کودکان با سرعت در اطراف زمین بازی میدویدند.

he galloped to the finish line in record time.

او با سرعت به خط پایان در زمان رکوردی رسید.

the knight galloped into battle bravely.

شوالیه با شجاعت با سرعت وارد جنگ شد.

she watched as the riders galloped past.

او تماشا کرد که سوارکاران با سرعت از کنارش رد میشدند.

the dog galloped after the ball.

سگ با سرعت به دنبال توپ میدوید.

they galloped through the forest, laughing joyfully.

آنها با خوشحالی و خنده با سرعت از میان جنگل عبور کردند.

the wild horses galloped freely across the plains.

اسب های وحشی با سرعت آزادانه در دشت ها میدویدند.

she galloped her horse along the beach at sunset.

او اسب خود را در هنگام غروب آفتاب با سرعت در امتداد ساحل تا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید