gamer

[ایالات متحده]/ˈɡeɪmə/
[بریتانیا]/ˈɡeɪmər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که بازی می‌کند، به‌ویژه بازی‌های ویدیویی
Word Forms
جمعgamers

عبارات و ترکیب‌ها

hardcore gamer

بازیکن حرفه‌ای

casual gamer

بازیکن تفریحی

professional gamer

بازیکن حرفه‌ای

competitive gamer

بازیکن رقابتی

social gamer

بازیکن اجتماعی

mobile gamer

بازیکن موبایل

team gamer

بازیکن تیمی

online gamer

بازیکن آنلاین

retro gamer

بازیکن رترو

console gamer

بازیکن کنسولی

جملات نمونه

many gamers enjoy playing multiplayer games.

بسیاری از گیمرها از بازی کردن بازی‌های چند نفره لذت می‌برند.

being a gamer requires good hand-eye coordination.

گیمر بودن نیاز به هماهنگی خوب چشم و دست دارد.

gamers often participate in online tournaments.

گیمرها اغلب در مسابقات آنلاین شرکت می‌کنند.

some gamers prefer strategy games over action games.

برخی از گیمرها بازی‌های استراتژیک را به بازی‌های اکشن ترجیح می‌دهند.

gamers can spend hours immersed in their favorite titles.

گیمرها می‌توانند ساعت‌ها غرق در بازی‌های مورد علاقه خود باشند.

many gamers share their experiences on streaming platforms.

بسیاری از گیمرها تجربیات خود را در پلتفرم‌های استریم به اشتراک می‌گذارند.

gamers often form communities to discuss their interests.

گیمرها اغلب جوامعی را برای بحث در مورد علایق خود تشکیل می‌دهند.

being a dedicated gamer can lead to professional opportunities.

گیمر بودن و داشتن تعهد می‌تواند منجر به فرصت‌های شغلی شود.

gamers enjoy customizing their avatars and equipment.

گیمرها از شخصی‌سازی آواتارها و تجهیزات خود لذت می‌برند.

many gamers look forward to new game releases each year.

بسیاری از گیمرها منتظر انتشار بازی‌های جدید هر سال هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید