non-gamer friend
دوست غیر بازیگر
be a non-gamer
غیر بازیگر شوید
non-gamers exist
غیر بازیگران وجود دارند
attracting non-gamers
جذب غیر بازیگران
non-gamer status
وضعیت غیر بازیگر
became a non-gamer
به غیر بازیگر تبدیل شد
support non-gamers
غیر بازیگران را حمایت کنید
the non-gamer
غیر بازیگر
like non-gamers
از غیر بازیگران بپسندید
understanding non-gamers
درک غیر بازیگران
my friend is a complete non-gamer and doesn't understand my hobby.
دوست من کاملاً غیر بازیکن است و سوگونهای من را نمیفهمد.
she's a dedicated non-gamer who prefers reading to video games.
او یک غیر بازیکن وفادار است که به جای بازیهای ویدئویی خواندن را ترجیح میدهد.
despite being a non-gamer, he's curious about trying a new game.
اینکه غیر بازیکن است، او را از اینکه علاقهمند به امتحان یک بازی جدید است، باز نمیدارد.
the non-gamer in our group often feels left out during game nights.
فرد غیر بازیکن در گروه ما اغلب در شبهای بازی احساس تنهایی میکند.
even as a non-gamer, i appreciate the artistry in some video games.
حتی به عنوان یک غیر بازیکن، من به هنر برخی بازیهای ویدئویی اعتراف میکنم.
he's a self-proclaimed non-gamer with no interest in playing.
او یک غیر بازیکن خود اعلام کرده است که به بازی کردن علاقهای ندارد.
as a non-gamer, she finds the gaming community a bit intimidating.
به عنوان یک غیر بازیکن، او از جامعه بازیهای ویدئویی مقداری ترسیده است.
the non-gamer politely declined our invitation to join the online game.
فرد غیر بازیکن با لطف پیشنهاد ما برای پیوستن به بازی آنلاین را پذیرفته نکرد.
being a non-gamer doesn't mean she doesn't enjoy watching us play.
بودن یک غیر بازیکن به معنای این نیست که او لذتی از دیدن ما بازی نمیبرد.
we tried to introduce our non-gamer friend to a simple puzzle game.
ما سعی کردیم دوست غیر بازیکن خود را با یک بازی ساده پازل آشنا کنیم.
the non-gamer expressed concerns about the time commitment of gaming.
فرد غیر بازیکن نگرانیهایی در مورد تعهد زمانی بازیکردن بیان کرد.
non-gamer friend
دوست غیر بازیگر
be a non-gamer
غیر بازیگر شوید
non-gamers exist
غیر بازیگران وجود دارند
attracting non-gamers
جذب غیر بازیگران
non-gamer status
وضعیت غیر بازیگر
became a non-gamer
به غیر بازیگر تبدیل شد
support non-gamers
غیر بازیگران را حمایت کنید
the non-gamer
غیر بازیگر
like non-gamers
از غیر بازیگران بپسندید
understanding non-gamers
درک غیر بازیگران
my friend is a complete non-gamer and doesn't understand my hobby.
دوست من کاملاً غیر بازیکن است و سوگونهای من را نمیفهمد.
she's a dedicated non-gamer who prefers reading to video games.
او یک غیر بازیکن وفادار است که به جای بازیهای ویدئویی خواندن را ترجیح میدهد.
despite being a non-gamer, he's curious about trying a new game.
اینکه غیر بازیکن است، او را از اینکه علاقهمند به امتحان یک بازی جدید است، باز نمیدارد.
the non-gamer in our group often feels left out during game nights.
فرد غیر بازیکن در گروه ما اغلب در شبهای بازی احساس تنهایی میکند.
even as a non-gamer, i appreciate the artistry in some video games.
حتی به عنوان یک غیر بازیکن، من به هنر برخی بازیهای ویدئویی اعتراف میکنم.
he's a self-proclaimed non-gamer with no interest in playing.
او یک غیر بازیکن خود اعلام کرده است که به بازی کردن علاقهای ندارد.
as a non-gamer, she finds the gaming community a bit intimidating.
به عنوان یک غیر بازیکن، او از جامعه بازیهای ویدئویی مقداری ترسیده است.
the non-gamer politely declined our invitation to join the online game.
فرد غیر بازیکن با لطف پیشنهاد ما برای پیوستن به بازی آنلاین را پذیرفته نکرد.
being a non-gamer doesn't mean she doesn't enjoy watching us play.
بودن یک غیر بازیکن به معنای این نیست که او لذتی از دیدن ما بازی نمیبرد.
we tried to introduce our non-gamer friend to a simple puzzle game.
ما سعی کردیم دوست غیر بازیکن خود را با یک بازی ساده پازل آشنا کنیم.
the non-gamer expressed concerns about the time commitment of gaming.
فرد غیر بازیکن نگرانیهایی در مورد تعهد زمانی بازیکردن بیان کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید