non-gamer

[ایالات متحده]/[nɒn ˈɡeɪmə]/
[بریتانیا]/[nɒn ˈɡeɪmər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فرد که بازی ویدئویی نمی‌زند؛ کسی که در فرهنگ بازی‌های ویدئویی مشارکت ندارد.

عبارات و ترکیب‌ها

non-gamer friend

دوست غیر بازیگر

be a non-gamer

غیر بازیگر شوید

non-gamers exist

غیر بازیگران وجود دارند

attracting non-gamers

جذب غیر بازیگران

non-gamer status

وضعیت غیر بازیگر

became a non-gamer

به غیر بازیگر تبدیل شد

support non-gamers

غیر بازیگران را حمایت کنید

the non-gamer

غیر بازیگر

like non-gamers

از غیر بازیگران بپسندید

understanding non-gamers

درک غیر بازیگران

جملات نمونه

my friend is a complete non-gamer and doesn't understand my hobby.

دوست من کاملاً غیر بازیکن است و سوگونه‌ای من را نمی‌فهمد.

she's a dedicated non-gamer who prefers reading to video games.

او یک غیر بازیکن وفادار است که به جای بازی‌های ویدئویی خواندن را ترجیح می‌دهد.

despite being a non-gamer, he's curious about trying a new game.

اینکه غیر بازیکن است، او را از اینکه علاقه‌مند به امتحان یک بازی جدید است، باز نمی‌دارد.

the non-gamer in our group often feels left out during game nights.

فرد غیر بازیکن در گروه ما اغلب در شب‌های بازی احساس تنهایی می‌کند.

even as a non-gamer, i appreciate the artistry in some video games.

حتی به عنوان یک غیر بازیکن، من به هنر برخی بازی‌های ویدئویی اعتراف می‌کنم.

he's a self-proclaimed non-gamer with no interest in playing.

او یک غیر بازیکن خود اعلام کرده است که به بازی کردن علاقه‌ای ندارد.

as a non-gamer, she finds the gaming community a bit intimidating.

به عنوان یک غیر بازیکن، او از جامعه بازی‌های ویدئویی مقداری ترسیده است.

the non-gamer politely declined our invitation to join the online game.

فرد غیر بازیکن با لطف پیشنهاد ما برای پیوستن به بازی آنلاین را پذیرفته نکرد.

being a non-gamer doesn't mean she doesn't enjoy watching us play.

بودن یک غیر بازیکن به معنای این نیست که او لذتی از دیدن ما بازی نمی‌برد.

we tried to introduce our non-gamer friend to a simple puzzle game.

ما سعی کردیم دوست غیر بازیکن خود را با یک بازی ساده پازل آشنا کنیم.

the non-gamer expressed concerns about the time commitment of gaming.

فرد غیر بازیکن نگرانی‌هایی در مورد تعهد زمانی بازی‌کردن بیان کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید