garnishing

[ایالات متحده]/ˈɡɑːnɪʃɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡɑrnɪʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. افزودن عناصر تزئینی به غذا

عبارات و ترکیب‌ها

garnishing food

تزئین غذا

garnishing dish

تزئین ظرف

garnishing sauce

تزئین سس

garnishing herbs

تزئین سبزیجات

garnishing plate

تزئین بشقاب

garnishing vegetables

تزئین سبزیجات

garnishing dessert

تزئین دسر

garnishing techniques

تکنیک‌های تزئین

garnishing ideas

ایده‌های تزئین

garnishing presentation

ارائه تزئین شده

جملات نمونه

garnishing the dish with fresh herbs enhances its flavor.

تزیین غذا با گیاهان تازه، طعم آن را افزایش می‌دهد.

she spent hours garnishing the cake for the party.

او ساعت‌ها برای مهمانی کیک را تزیین کرد.

garnishing is an art that can elevate any meal.

تزیین کردن هنر است که می‌تواند هر وعده غذایی را ارتقا دهد.

he enjoys garnishing his cocktails with colorful fruit.

او از تزیین کوکتل‌هایش با میوه‌های رنگارنگ لذت می‌برد.

the chef is known for his unique garnishing techniques.

سرآشپز به خاطر تکنیک‌های تزیین منحصر به فردش مشهور است.

garnishing with edible flowers adds a touch of elegance.

تزیین با گل‌های خوراکی، ظاهری شیک و زیبا به آن می‌بخشد.

learning the basics of garnishing can impress your guests.

یادگیری اصول اولیه تزیین می‌تواند مهمانان شما را تحت تاثیر قرار دهد.

she loves garnishing her salads with nuts and seeds.

او عاشق تزیین سالادهایش با آجیل و دانه‌ها است.

garnishing with sauces can create a visual masterpiece.

تزیین با سس‌ها می‌تواند یک شاهکار بصری ایجاد کند.

he took a culinary class to improve his garnishing skills.

او برای بهبود مهارت‌های تزیین خود در یک کلاس آشپزی ثبت نام کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید