| صفت یا فعل حال استمراری | garnishing |
| قسمت سوم فعل | garnished |
| زمان گذشته | garnished |
| جمع | garnishes |
| شکل سوم شخص مفرد | garnishes |
garnish with herbs
تزئین با گیاهان معطر
garnish with lemon
تزئین با لیمو
garnish with parsley
تزئین با جعفری
edible garnish
تزئینات خوراکی
colorful garnish
تزئینات رنگارنگ
The turkey was served with a garnish of parsley.
غذا با تزئین گندمی سرو شد.
capers are often used to garnish cocktail savouries.
کاپرهای اغلب برای تزیین غذاهای کوکتل استفاده می شوند.
the IRS garnished his earnings.
سازمان امور مالیاتی حقوق او را برداشت.
leave a few mushrooms for garnish and slice the remainder.
چند قارچ برای تزئین بگذارید و بقیه را برش دهید.
Serve the dish garnished with wedges of lime.
غذا را با تکههای لیمو تزئین کرده سرو کنید.
Her robes were garnished with gems.
لباسهای او با جواهرات تزئین شده بود.
The sandwiches came with a rather limp salad garnish.
ساندویچها با یک تزئین سالاد نسبتاً ضعیف سرو شدند.
This zingy dressing finds a perfect match with a green “roquette” salad garnished with cherry tomatoes.
این سس تند با یک سالاد سبز "روکت" تزئین شده با گوجه فرنگی گیلاسی مطابقت کامل دارد.
fresh ferny leaves and green seeds used as garnish in salads and cold vegetables;
برگهای فرنگی تازه و دانههای سبز که به عنوان تزئین در سالادها و سبزیجات سرد استفاده میشود;
garnish with herbs
تزئین با گیاهان معطر
garnish with lemon
تزئین با لیمو
garnish with parsley
تزئین با جعفری
edible garnish
تزئینات خوراکی
colorful garnish
تزئینات رنگارنگ
The turkey was served with a garnish of parsley.
غذا با تزئین گندمی سرو شد.
capers are often used to garnish cocktail savouries.
کاپرهای اغلب برای تزیین غذاهای کوکتل استفاده می شوند.
the IRS garnished his earnings.
سازمان امور مالیاتی حقوق او را برداشت.
leave a few mushrooms for garnish and slice the remainder.
چند قارچ برای تزئین بگذارید و بقیه را برش دهید.
Serve the dish garnished with wedges of lime.
غذا را با تکههای لیمو تزئین کرده سرو کنید.
Her robes were garnished with gems.
لباسهای او با جواهرات تزئین شده بود.
The sandwiches came with a rather limp salad garnish.
ساندویچها با یک تزئین سالاد نسبتاً ضعیف سرو شدند.
This zingy dressing finds a perfect match with a green “roquette” salad garnished with cherry tomatoes.
این سس تند با یک سالاد سبز "روکت" تزئین شده با گوجه فرنگی گیلاسی مطابقت کامل دارد.
fresh ferny leaves and green seeds used as garnish in salads and cold vegetables;
برگهای فرنگی تازه و دانههای سبز که به عنوان تزئین در سالادها و سبزیجات سرد استفاده میشود;
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید