gas-guzzling

[ایالات متحده]/[ˈɡæs ɡʌz.lɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈɡæs ɡʌz.lɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. استفاده از مقدار زیادی سوخت؛ توصیف یک وسیله نقلیه که از مقدار زیادی سوخت استفاده می‌کند.
n. یک وسیله نقلیه که از مقدار زیادی سوخت استفاده می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

gas-guzzling car

ماشین مصرف کننده بنزین

gas-guzzling suvs

ایس‌یو‌وی‌های مصرف کننده بنزین

driving gas-guzzling

راندن ماشین‌های مصرف کننده بنزین

avoid gas-guzzling

از خرید ماشین‌های مصرف کننده بنزین پرهیز کنید

gas-guzzling engines

موتورهای مصرف کننده بنزین

was gas-guzzling

مصرف کننده بنزین بود

buying gas-guzzling

خرید ماشین‌های مصرف کننده بنزین

gas-guzzling vehicles

وسایل نقلیه مصرف کننده بنزین

replacing gas-guzzling

جایگزینی ماشین‌های مصرف کننده بنزین

that gas-guzzling!

این چقدر مصرف کننده بنزین است!

جملات نمونه

he traded in his gas-guzzling suv for a more fuel-efficient model.

او خودروی SUV مصرف‌کننده گاز خود را با یک مدل با کارایی بیشتر به جایگزین کرد.

the gas-guzzling truck struggled to climb the steep hill.

شاسی مصرف‌کننده گاز در تلاش برای صعود به کوه تیزبند دچار مشکل شد.

we need to reduce our reliance on gas-guzzling vehicles.

ما باید وابستگی خود را به خودروهای مصرف‌کننده گاز کاهش دهیم.

the company is developing a new engine to combat gas-guzzling tendencies.

شرکت در حال توسعه یک موتور جدید برای مقابله با تمایلات مصرف‌کنندگی گاز است.

despite its size, the new hybrid isn't a gas-guzzling monster.

با وجود اندازه‌اش، هیبرید جدید یک موجود مصرف‌کننده گاز نیست.

i'm trying to avoid gas-guzzling cars due to rising fuel costs.

من در حال تلاش برای اجتناب از خودروهای مصرف‌کننده گاز به دلیل افزایش هزینه سوخت هستم.

the gas-guzzling engine roared as he accelerated down the highway.

موتور مصرف‌کننده گاز با فریادی زد که او در جاده سرعت گرفت.

many people are replacing gas-guzzling cars with electric vehicles.

بسیاری از افراد خودروهای مصرف‌کننده گاز را با خودروهای برقی جایگزین می‌کنند.

the gas-guzzling limousine was parked in front of the hotel.

لیموزین مصرف‌کننده گاز در مقابل هتل پارک شده بود.

he criticized the use of gas-guzzling vehicles in the city center.

او استفاده از خودروهای مصرف‌کننده گاز در مرکز شهر را مورد انتقاد قرار داد.

the gas-guzzling motorcycle sped through the desert landscape.

موتوسیکلت مصرف‌کننده گاز با سرعت از طریق منظره صحرا عبور کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید