economical efficiency
بهرهوری اقتصادی
economical and practical
اقتصادی و کاربردی
economical operation
عملکرد اقتصادی
economical of
اقتصادی از
a small, economical car.
یک ماشین کوچک و اقتصادی.
the cast are economical with their actions.
بازیگران در انجام دادن کارها صرفه جو هستند.
be economical of one's time
اقتصادی بودن در استفاده از زمان
the most economical use of energy.
بهترین و مقرون به صرفه استفاده از انرژی.
My new car is economical of fuel.
ماشین جدید من در مصرف سوخت مقرون به صرفه است.
I have to buy a more economical stove.
من باید یک اجاق گاز مقرون به صرفهتر بخرم.
a modern, economical heating system; an economical approach to control of corporate growth.
یک سیستم گرمایش مدرن و مقرون به صرفه؛ یک رویکرد اقتصادی برای کنترل رشد شرکتی.
the car has a quiet, economical engine.
ماشین دارای یک موتور آرام و مقرون به صرفه است.
Going by train is more economical than going by plane.
سفر با قطار مقرون به صرفهتر از سفر با هواپیما است.
Coke is an economical fuel but it leaves a lot of ash.
کوک یک سوخت اقتصادی است اما خاکستر زیادی از خود باقی میگذارد.
1. Ensure continuous, efficient, safe and economical operation of palletize;
1. اطمینان از عملکرد مداوم، کارآمد، ایمن و مقرون به صرفه پالتیزه.
We have discovered that the young man is a discreet and economical fellow.
ما کشف کرده ایم که آن جوان فردی محتاط و صرفه جویی است.
"For most working people in the city, it is more economical to go to work by subway."
"برای اکثر کارگران شهر، رفتن به محل کار با مترو مقرون به صرفهتر است."
The state has paced the whole nation in the economical reform.
ایالت پیشرو در اصلاحات اقتصادی در سراسر کشور بوده است.
She is an economical housekeeper and feeds her family cheaply.
او یک مدیر خانه مقرون به صرفه است و خانوادهاش را ارزان غذا میدهد.
It was only after the trial that he admitted that he had occasionally been economical with the truth.
فقط پس از محاکمه بود که او اعتراف کرد که گاهی اوقات با حقیقت صرفهجویی کرده است.
fifty-litre carboy would be the most economical size. carboys may be retained without charge for two months.
بطری ۵۰ لیتری اندازه ای مقرون به صرفه خواهد بود. می توان بطری ها را بدون هزینه به مدت دو ماه نگه داشت.
Objective:To find a safe, impactful and economical nonoperative treatment in treatmen of thoracic and lumbar compression fracture.
هدف: یافتن یک درمان غیر جراحی ایمن، موثر و مقرون به صرفه در درمان شکستگی فشرده سازی قفسه سینه و کمری.
This study was conducted during 1995 in an Inceptisol of Santa Marta, Colombia.A simple economical analysis is included.
این مطالعه در سال 1995 در یک خاک اینسپتیزول در سانتا مارتا، کلمبیا انجام شد. یک تحلیل اقتصادی ساده گنجانده شده است.
We have got on very economical so fur.
ما تا اینجا بسیار مقرونصرفه بودهایم.
منبع: Little Women (Bilingual Edition)No, but every room's got new electric storage heaters which are very economical.
نه، اما هر اتاقی شوفاژهای برقی ذخیره دار جدید دارد که بسیار مقرون به صرفه هستند.
منبع: Hear EnglandEconomical means " using or costing little money" .
مقرون به صرفه به معنای " استفاده یا هزینه کم پول" است.
منبع: English multiple choice exercise.This would also make recycling cheaper and more economical.
این کار بازیافت را ارزان تر و مقرون به صرفه تر نیز می کند.
منبع: PBS Fun Science PopularizationHere's his advice for economical foodies.
اینجا توصیه های او برای کسانی که به دنبال غذاهای مقرون به صرفه هستند.
منبع: Past exam questions of new reading types in the postgraduate entrance examination.Economical? describes doing something that doesn't cost a lot of money, it's good value.
مقرون به صرفه؟ به معنای انجام کاری است که هزینه زیادی ندارد، ارزش خوبی است.
منبع: 6 Minute EnglishIt's more economical to buy food in large quantities.
خرید غذا به صورت عمده مقرون به صرفه تر است.
منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500So they're surprisingly economical in conveying complex ideas in graspable ways.
بنابراین آنها به طور شگفت انگیزی در انتقال ایده های پیچیده به روشی قابل درک، مقرون به صرفه هستند.
منبع: Past English CET-4 Listening Test Questions (with translations)Sometimes deciding what bricks to put down is also an economical choice.
گاهی اوقات تصمیم گیری در مورد چه آجر هایی قرار است، انتخاب مقرون به صرفه ای نیز است.
منبع: Perspective Encyclopedia Comprehensive CategoryA good manager should be economical in the use of his funds.
یک مدیر خوب باید در استفاده از بودجه خود مقرون به صرفه باشد.
منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.economical efficiency
بهرهوری اقتصادی
economical and practical
اقتصادی و کاربردی
economical operation
عملکرد اقتصادی
economical of
اقتصادی از
a small, economical car.
یک ماشین کوچک و اقتصادی.
the cast are economical with their actions.
بازیگران در انجام دادن کارها صرفه جو هستند.
be economical of one's time
اقتصادی بودن در استفاده از زمان
the most economical use of energy.
بهترین و مقرون به صرفه استفاده از انرژی.
My new car is economical of fuel.
ماشین جدید من در مصرف سوخت مقرون به صرفه است.
I have to buy a more economical stove.
من باید یک اجاق گاز مقرون به صرفهتر بخرم.
a modern, economical heating system; an economical approach to control of corporate growth.
یک سیستم گرمایش مدرن و مقرون به صرفه؛ یک رویکرد اقتصادی برای کنترل رشد شرکتی.
the car has a quiet, economical engine.
ماشین دارای یک موتور آرام و مقرون به صرفه است.
Going by train is more economical than going by plane.
سفر با قطار مقرون به صرفهتر از سفر با هواپیما است.
Coke is an economical fuel but it leaves a lot of ash.
کوک یک سوخت اقتصادی است اما خاکستر زیادی از خود باقی میگذارد.
1. Ensure continuous, efficient, safe and economical operation of palletize;
1. اطمینان از عملکرد مداوم، کارآمد، ایمن و مقرون به صرفه پالتیزه.
We have discovered that the young man is a discreet and economical fellow.
ما کشف کرده ایم که آن جوان فردی محتاط و صرفه جویی است.
"For most working people in the city, it is more economical to go to work by subway."
"برای اکثر کارگران شهر، رفتن به محل کار با مترو مقرون به صرفهتر است."
The state has paced the whole nation in the economical reform.
ایالت پیشرو در اصلاحات اقتصادی در سراسر کشور بوده است.
She is an economical housekeeper and feeds her family cheaply.
او یک مدیر خانه مقرون به صرفه است و خانوادهاش را ارزان غذا میدهد.
It was only after the trial that he admitted that he had occasionally been economical with the truth.
فقط پس از محاکمه بود که او اعتراف کرد که گاهی اوقات با حقیقت صرفهجویی کرده است.
fifty-litre carboy would be the most economical size. carboys may be retained without charge for two months.
بطری ۵۰ لیتری اندازه ای مقرون به صرفه خواهد بود. می توان بطری ها را بدون هزینه به مدت دو ماه نگه داشت.
Objective:To find a safe, impactful and economical nonoperative treatment in treatmen of thoracic and lumbar compression fracture.
هدف: یافتن یک درمان غیر جراحی ایمن، موثر و مقرون به صرفه در درمان شکستگی فشرده سازی قفسه سینه و کمری.
This study was conducted during 1995 in an Inceptisol of Santa Marta, Colombia.A simple economical analysis is included.
این مطالعه در سال 1995 در یک خاک اینسپتیزول در سانتا مارتا، کلمبیا انجام شد. یک تحلیل اقتصادی ساده گنجانده شده است.
We have got on very economical so fur.
ما تا اینجا بسیار مقرونصرفه بودهایم.
منبع: Little Women (Bilingual Edition)No, but every room's got new electric storage heaters which are very economical.
نه، اما هر اتاقی شوفاژهای برقی ذخیره دار جدید دارد که بسیار مقرون به صرفه هستند.
منبع: Hear EnglandEconomical means " using or costing little money" .
مقرون به صرفه به معنای " استفاده یا هزینه کم پول" است.
منبع: English multiple choice exercise.This would also make recycling cheaper and more economical.
این کار بازیافت را ارزان تر و مقرون به صرفه تر نیز می کند.
منبع: PBS Fun Science PopularizationHere's his advice for economical foodies.
اینجا توصیه های او برای کسانی که به دنبال غذاهای مقرون به صرفه هستند.
منبع: Past exam questions of new reading types in the postgraduate entrance examination.Economical? describes doing something that doesn't cost a lot of money, it's good value.
مقرون به صرفه؟ به معنای انجام کاری است که هزینه زیادی ندارد، ارزش خوبی است.
منبع: 6 Minute EnglishIt's more economical to buy food in large quantities.
خرید غذا به صورت عمده مقرون به صرفه تر است.
منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500So they're surprisingly economical in conveying complex ideas in graspable ways.
بنابراین آنها به طور شگفت انگیزی در انتقال ایده های پیچیده به روشی قابل درک، مقرون به صرفه هستند.
منبع: Past English CET-4 Listening Test Questions (with translations)Sometimes deciding what bricks to put down is also an economical choice.
گاهی اوقات تصمیم گیری در مورد چه آجر هایی قرار است، انتخاب مقرون به صرفه ای نیز است.
منبع: Perspective Encyclopedia Comprehensive CategoryA good manager should be economical in the use of his funds.
یک مدیر خوب باید در استفاده از بودجه خود مقرون به صرفه باشد.
منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید