geisha

[ایالات متحده]/ˈɡeɪʃə/
[بریتانیا]/ˈɡeɪʃə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک هنرمند زن ژاپنی که در موسیقی و هنرها آموزش دیده است؛ یک گیشا، به ویژه کسی که آهنگ‌ها و رقص‌ها را اجرا می‌کند
Word Forms
جمعgeishas

عبارات و ترکیب‌ها

geisha culture

فرهنگ گیشا

geisha performance

اجرای گیشا

geisha dress

لباس گیشا

geisha art

هنر گیشا

geisha house

خانه گیشا

geisha training

آموزش گیشا

geisha history

تاریخ گیشا

geisha dance

رقص گیشا

geisha lifestyle

سبک زندگی گیشا

geisha music

موسیقی گیشا

جملات نمونه

she wants to become a geisha in kyoto.

او می‌خواهد در کیوتو گیشا شود.

the geisha performed a traditional dance.

گیشا یک رقص سنتی اجرا کرد.

many tourists are fascinated by the life of a geisha.

بسیاری از گردشگران مجذوب زندگی یک گیشا هستند.

he gave a beautiful kimono to the geisha.

او یک کیمونو زیبا به گیشا داد.

the geisha served tea with grace.

گیشا چای را با وقار سرو کرد.

learning the art of being a geisha takes years.

یادگیری هنر گیشا شدن سال‌ها طول می‌کشد.

geishas are known for their intricate hairstyles.

گیشاها به خاطر مدل موی پیچیده خود مشهور هستند.

the geisha's makeup is a significant part of her appearance.

آرایش گیشا بخشی جدایی‌ناپذیر از ظاهر او است.

in the past, being a geisha was a prestigious profession.

در گذشته، گیشا بودن یک شغل معتبر بود.

she admired the geisha's elegance and poise.

او به شیک و وقار گیشا احترام گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید