gelling

[ایالات متحده]/ˈdʒɛlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdʒɛlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند تشکیل ژل

عبارات و ترکیب‌ها

gelling agent

عامل ژل‌ساز

gelling process

فرآیند ژل‌شدن

gelling point

نقطه ژل‌شدن

gelling temperature

دمای ژل‌شدن

gelling time

زمان ژل‌شدن

gelling mixture

مخلوط ژل‌زا

gelling solution

محلول ژل‌زا

gelling properties

خواص ژل‌شدن

gelling behavior

رفتار ژل‌شدن

gelling stage

مرحله ژل‌شدن

جملات نمونه

the flavors are gelling together beautifully in this dish.

طعم‌ها به زیبایی در این غذا با هم ترکیب می‌شوند.

after a few meetings, the team is finally gelling.

پس از چند جلسه، تیم بالاخره در حال هم‌افزایی است.

it takes time for ideas to start gelling in a group.

مدتی طول می‌کشد تا ایده‌ها در یک گروه شروع به شکل‌گیری کنند.

the project is gelling into something special.

این پروژه در حال تبدیل شدن به چیزی خاص است.

we need to give the team more time to start gelling.

ما باید به تیم زمان بیشتری برای شروع هم‌افزایی بدهیم.

her thoughts are finally gelling into a coherent plan.

در نهایت، افکار او به یک طرح منسجم تبدیل می‌شوند.

the ingredients are gelling nicely in the pot.

مواد در قابلمه به خوبی در حال شکل‌گیری هستند.

as the discussion continued, the concepts began gelling.

همانطور که بحث ادامه یافت، مفاهیم شروع به شکل‌گیری کردند.

his vision for the project is gelling into a solid strategy.

چشم‌انداز او برای پروژه در حال تبدیل شدن به یک استراتژی قوی است.

the team’s chemistry is gelling, leading to better results.

هماهنگی تیم در حال شکل‌گیری است که منجر به نتایج بهتر می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید