liquefying

[ایالات متحده]/[ˈlɪkwɪfaɪɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈlɪkwɪˌfaɪɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (present participle of liquefy) تبدیل کردن (چیز) به حالت مایع؛ تبدیل شدن به مایع.
adj. مربوط به یا شامل فرآیند مایع شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

liquefying gas

گاز مایع‌کننده

liquefying agent

عامل مایع‌کننده

slowly liquefying

به آرامی مایع‌کننده

liquefying process

فرآیند مایع‌سازی

liquefying quickly

به سرعت مایع‌کننده

liquefying substance

ماده مایع‌کننده

liquefying metal

فلز مایع‌کننده

liquefying soil

خاک مایع‌کننده

liquefying conditions

شرایط مایع‌کنندگی

liquefying system

سیستم مایع‌کننده

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید