genteel

[ایالات متحده]/dʒenˈtiːl/
[بریتانیا]/dʒenˈtiːl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. متعلق به یا ویژگی‌های طبقه بالا؛ مؤدب، بافرهنگ یا محترم

جملات نمونه

genteel manners and appearance.

ظاهر و رفتارهای مؤدبانه

dispelling the myth that croquet is a genteel Sunday afternoon pastime.

بطلان این تصور که کروکيه یک سرگرمی آرام و یکشنبه بعد از ظهر است.

She always talks in such a genteel voice when she’s on the phone.

او همیشه با چنین صدایی مؤدبانه صحبت می‌کند وقتی تلفن صحبت می‌کند.

نمونه‌های واقعی

She was a good example of a genteel woman, Lydia thought.

او نمونه خوبی از یک زن اصیل بود، لیدیا فکر کرد.

منبع: Hu Min reads stories to remember TOEFL vocabulary.

Despite all the genteel charm, Bernini was known to have a low boiling point.

با وجود تمام جذابیت‌های اصیل، برنینی به داشتن نقطه جوش پایین معروف بود.

منبع: The Power of Art - Giovanni Lorenzo Bernini

These are genteel people. Tony Lip might be a little...worldly for them.

اینها مردم اصیلی هستند. تونی لیپ ممکن است کمی...دنیا دیده برای آنها باشد.

منبع: "Green Book" Original Soundtrack

There was a genteel tap of the knocker and the musical voice asked again.

صدای ملایم و محترمانه ای با ضربه ای ملایم به در، دوباره پرسید.

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

She belongs in the pantheon of the greatest Americans, not among genteel letter-writers sleeping warmly in their beds.

او باید در میان خدایان بزرگترین آمریکایی ها باشد، نه در میان نویسندگان اصیل که به گرمی در بستر خود می خوابند.

منبع: The Economist (Summary)

A short walk from the museum, discover an area that’s a little less genteel-British, and a little more quirky-Canadian.

در یک پیاده‌روی کوتاه از موزه، منطقه‌ای را کشف کنید که کمی کمتر اصیل-انگلیسی و کمی بیشتر عجیب و غریب-کانادایی است.

منبع: Cloud Travel Handbook

" I don't know." It was strangely easy to converse with this genteel hunter. " I left him a letter."

«من نمی‌دانم.» با این شکارچی اصیل صحبت کردن به طرز عجیبی آسان بود. «من برایش نامه‌ای فرستادم.

منبع: Twilight: Eclipse

O, yes, " a's a civil genteel nobleman enough" .

اوه، بله، «او یک اشراف‌زاده اصیل و مودبانه است.»

منبع: The Romantic Adventure of the Milkmaid

Dinner, served in this genteel elegance, caps a beautiful day.

شام، که با ظرافت و اصالت سرو می‌شد، پایانی بر یک روز زیبا بود.

منبع: Uncle Rich takes you on a trip to Europe.

That seems like such a holdover from a genteel time -- Yeah.

به نظر می‌رسد که این یک بقایای از دوران اصیل است -- بله.

منبع: Sway

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید