gentles

[ایالات متحده]/[ˈdʒent(ə)l]/
[بریتانیا]/[ˈdʒent(ə)l]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی مهربان؛ شخص با خوبی؛ نسیمی ملایم.
v. با ملایمت رفتار کردن؛ با دقت رفتار کردن.
adj. برای توصیف چیزی که ملایم است.

عبارات و ترکیب‌ها

gentle breeze

نسیم ملایم

gentles him

Persian_translation

gentle touch

تماس ملایم

gentles voice

Persian_translation

gentle giant

غول مهربان

gentle slopes

شیب‌های ملایم

gentle reminder

یادآوری ملایم

gentles manner

Persian_translation

gentle light

نور ملایم

gentles spirit

Persian_translation

جملات نمونه

the gentle breeze rustled the leaves.

نسیم ملایم برگ‌ها را به حرکت درآورد.

she has a gentle smile that is very welcoming.

او لبخند ملایمی دارد که بسیار دلپذیر است.

he offered gentle encouragement to the struggling student.

او تشویق ملایمی به دانش‌آموز در حال دست و پا زدن ارائه کرد.

the gentle slope led down to the beach.

شیب ملایم به سمت ساحل می‌رفت.

the music had a gentle, soothing quality.

موسیقی کیفیت ملایم و آرام‌بخش داشت.

a gentle rain began to fall.

باران ملایمی شروع به باریدن کرد.

she gave the puppy a gentle pat on the head.

او به توله سگ نوازش ملایمی روی سر داد.

he spoke in a gentle voice to calm the child.

او با صدای ملایم با کودک صحبت کرد تا او را آرام کند.

the lake's gentle surface reflected the sky.

سطح ملایم دریاچه آسمان را منعکس می‌کرد.

the company has a gentle approach to customer service.

شرکت رویکرد ملایمی به خدمات مشتری دارد.

the gentle giant was surprisingly kind.

غول ملایم به طرز شگفت انگیزی مهربان بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید