gibbeted bodies
اجساد دار آویخته
gibbeted criminals
مُجرمین دار آویخته
gibbeted souls
ارواح دار آویخته
gibbeted remains
بقایای دار آویخته
gibbeted traitors
خائنان دار آویخته
gibbeted outlaws
متجاوزان دار آویخته
gibbeted victims
قربانیان دار آویخته
gibbeted enemies
دشمنان دار آویخته
gibbeted rebels
متمردان دار آویخته
gibbeted prisoners
زندانیان دار آویخته
he was gibbeted for his crimes against the crown.
او به دلیل جنایاتش علیه سلطنت به دار آویخته شد.
the traitor was gibbeted in the town square as a warning.
خائن به عنوان هشدار در میدان شهر به دار آویخته شد.
gibbeted bodies were a common sight in ancient times.
جسدهای دارآویخته در زمانهای قدیم منظرهای رایج بودند.
legends say that the spirits of those gibbeted haunt the area.
افسانه ها می گویند ارواح کسانی که به دار آویخته شده اند این منطقه را تسخیر می کنند.
the gibbeted remains served as a grim reminder of justice.
آثار باقی مانده از دار آویختن یادآورهای دلخراش از عدالت بود.
in the past, criminals were often gibbeted to deter others.
در گذشته، مجرمان اغلب به دار آویخته می شدند تا دیگران را بترسانند.
gibbeted figures were displayed prominently to instill fear.
تصاویر دارآویخته به طور برجسته به نمایش گذاشته می شدند تا ترس ایجاد کنند.
he read about the gibbeted outlaws in his history book.
او در کتاب تاریخ خود در مورد راهزنانی که به دار آویخته شده بودند خواند.
the sight of gibbeted criminals shocked the townsfolk.
صحنه مجرمان دارآویخته مردم شهر را شوکه کرد.
gibbeted remains were often left to the elements.
آثار باقی مانده از دار آویختن اغلب در معرض عناصر طبیعی رها می شدند.
gibbeted bodies
اجساد دار آویخته
gibbeted criminals
مُجرمین دار آویخته
gibbeted souls
ارواح دار آویخته
gibbeted remains
بقایای دار آویخته
gibbeted traitors
خائنان دار آویخته
gibbeted outlaws
متجاوزان دار آویخته
gibbeted victims
قربانیان دار آویخته
gibbeted enemies
دشمنان دار آویخته
gibbeted rebels
متمردان دار آویخته
gibbeted prisoners
زندانیان دار آویخته
he was gibbeted for his crimes against the crown.
او به دلیل جنایاتش علیه سلطنت به دار آویخته شد.
the traitor was gibbeted in the town square as a warning.
خائن به عنوان هشدار در میدان شهر به دار آویخته شد.
gibbeted bodies were a common sight in ancient times.
جسدهای دارآویخته در زمانهای قدیم منظرهای رایج بودند.
legends say that the spirits of those gibbeted haunt the area.
افسانه ها می گویند ارواح کسانی که به دار آویخته شده اند این منطقه را تسخیر می کنند.
the gibbeted remains served as a grim reminder of justice.
آثار باقی مانده از دار آویختن یادآورهای دلخراش از عدالت بود.
in the past, criminals were often gibbeted to deter others.
در گذشته، مجرمان اغلب به دار آویخته می شدند تا دیگران را بترسانند.
gibbeted figures were displayed prominently to instill fear.
تصاویر دارآویخته به طور برجسته به نمایش گذاشته می شدند تا ترس ایجاد کنند.
he read about the gibbeted outlaws in his history book.
او در کتاب تاریخ خود در مورد راهزنانی که به دار آویخته شده بودند خواند.
the sight of gibbeted criminals shocked the townsfolk.
صحنه مجرمان دارآویخته مردم شهر را شوکه کرد.
gibbeted remains were often left to the elements.
آثار باقی مانده از دار آویختن اغلب در معرض عناصر طبیعی رها می شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید