gigantism

[ایالات متحده]/dʒaɪˈɡæntɪzəm/
[بریتانیا]/dʒaɪˈɡæntɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رشد غیرطبیعی که منجر به اندازه بیش از حد می‌شود؛ یک وضعیت پزشکی که با رشد بیش از حد مشخص می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

gigantism disorder

اختلال غول‌پیکری

gigantism treatment

درمان غول‌پیکری

gigantism symptoms

علائم غول‌پیکری

gigantism causes

علت‌های غول‌پیکری

gigantism diagnosis

تشخیص غول‌پیکری

gigantism management

مدیریت غول‌پیکری

gigantism effects

اثرات غول‌پیکری

gigantism research

تحقیقات غول‌پیکری

gigantism prevalence

شیوع غول‌پیکری

gigantism genetics

ژنتیک غول‌پیکری

جملات نمونه

gigantism is a rare condition that affects growth.

بزرگ‌نمایی یک وضعیت نادر است که بر رشد تأثیر می‌گذارد.

children with gigantism may experience excessive height.

کودکانی که دچار بزرگ‌نمایی هستند ممکن است قد بیش از حد داشته باشند.

early diagnosis of gigantism is crucial for treatment.

تشخیص زودهنگام بزرگ‌نمایی برای درمان بسیار مهم است.

gigantism can lead to various health complications.

بزرگ‌نمایی می‌تواند منجر به عوارض مختلف سلامتی شود.

doctors often recommend hormone therapy for gigantism.

پزشکان اغلب برای بزرگ‌نمایی درمان هورمونی را توصیه می‌کنند.

symptoms of gigantism include enlarged hands and feet.

علائم بزرگ‌نمایی شامل دست‌ها و پاهای بزرگ شده است.

patients with gigantism may require regular monitoring.

بیماران مبتلا به بزرگ‌نمایی ممکن است به نظارت منظم نیاز داشته باشند.

research on gigantism has advanced in recent years.

تحقیقات در مورد بزرگ‌نمایی در سال‌های اخیر پیشرفت کرده است.

genetic factors can contribute to the development of gigantism.

عوامل ژنتیکی می‌توانند در ایجاد بزرگ‌نمایی نقش داشته باشند.

public awareness of gigantism is essential for early intervention.

آگاهی عمومی در مورد بزرگ‌نمایی برای مداخله زودهنگام ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید