glandulous

[ایالات متحده]/ˈɡlændjʊləs/
[بریتانیا]/ˈɡlændjələs/

ترجمه

adj. غده‌دار; مانند غده

عبارات و ترکیب‌ها

glandulous tissue

بافت غدد

glandulous secretion

ترشح غدد

glandulous cells

سلول‌های غدد

glandulous structure

ساختار غدد

glandulous growth

رشد غدد

glandulous formation

تشکیل غدد

glandulous organs

اندام‌های غدد

glandulous system

سیستم غدد

glandulous function

عملکرد غدد

glandulous activity

فعالیت غدد

جملات نمونه

the glandulous tissue plays a vital role in hormone production.

بافت غدد درون‌ریز نقش حیاتی در تولید هورمون دارد.

glandulous structures can be found in various animal species.

ساختارهای غدد درون‌ریز را می‌توان در گونه‌های مختلف حیوانات یافت.

some plants have glandulous hairs that secrete essential oils.

برخی از گیاهان دارای موهای غدد درون‌ریز هستند که روغن‌های ضروری را ترشح می‌کنند.

the doctor examined the glandulous area for any signs of infection.

پزشک ناحیه غدد درون‌ریز را برای هرگونه علائم عفونت معاینه کرد.

glandulous formations can indicate underlying health issues.

تشکیلاتی غدد درون‌ریز می‌توانند نشان‌دهنده مشکلات بهداشتی زمینه‌ای باشند.

in biology, glandulous cells are crucial for various functions.

در زیست‌شناسی، سلول‌های غدد درون‌ریز برای عملکردهای مختلف حیاتی هستند.

she studied the glandulous systems of different organisms.

او سیستم‌های غدد درون‌ریز موجودات مختلف را مطالعه کرد.

glandulous secretions can attract pollinators in flowers.

ترشحات غدد درون‌ریز می‌توانند حشرات گرده‌افشان را در گل‌ها جذب کنند.

researchers are investigating the role of glandulous cells in disease.

محققان نقش سلول‌های غدد درون‌ریز را در بیماری بررسی می‌کنند.

some animals have specialized glandulous organs for communication.

برخی از حیوانات اندام‌های غدد درون‌ریز تخصصی برای ارتباط دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید