glimmered

[ایالات متحده]/ˈɡlɪməd/
[بریتانیا]/ˈɡlɪmərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور کم نور یا ناپایدار درخشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

stars glimmered

ستارگان درخشیدند

eyes glimmered

چشم‌ها درخشیدند

hope glimmered

امید درخشید

light glimmered

نور درخشید

water glimmered

آب درخشید

moon glimmered

ماه درخشید

dreams glimmered

رویاها درخشیدند

fireflies glimmered

جغدهای آتشین درخشیدند

jewels glimmered

جواهرات درخشیدند

lightbulb glimmered

لامپ درخشید

جملات نمونه

the stars glimmered in the night sky.

ستارگان در آسمان شب می‌درخشیدند.

her eyes glimmered with excitement.

چشمانش از هیجان می‌درخشیدند.

the candlelight glimmered softly in the dark.

نور شمع به آرامی در تاریکی می‌درخشید.

hope glimmered in his heart.

امید در قلب او می‌درخشید.

the water glimmered under the sun.

آب زیر نور خورشید می‌درخشید.

she noticed a glimmered reflection in the mirror.

او یک بازتاب درخشان را در آینه متوجه شد.

memories of the past glimmered in his mind.

خاطرات گذشته در ذهنش می‌درخشیدند.

the diamonds glimmered in the display case.

الماس‌ها در ویترین می‌درخشیدند.

as dawn approached, the horizon glimmered with light.

همانطور که سپیده‌دمان نزدیک می‌شد، افق با نور می‌درخشید.

the glimmered hope of a better future inspired them.

امید درخشان برای آینده بهتر آن‌ها را الهام بخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید