spheres

[ایالات متحده]/sfɪəz/
[بریتانیا]/sfɪrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع کره؛ یک شی گرد؛ دامنه علاقه یا فعالیت؛ لایه‌ای که زمین را احاطه کرده است، مانند جو؛ سوزن استخوانی کروی

عبارات و ترکیب‌ها

social spheres

حوزه‌های اجتماعی

public spheres

حوزه‌های عمومی

private spheres

حوزه‌های خصوصی

political spheres

حوزه‌های سیاسی

economic spheres

حوزه‌های اقتصادی

cultural spheres

حوزه‌های فرهنگی

global spheres

حوزه‌های جهانی

educational spheres

حوزه‌های آموزشی

scientific spheres

حوزه‌های علمی

virtual spheres

حوزه‌های مجازی

جملات نمونه

different spheres of life require different skills.

حوزه‌های مختلف زندگی نیازمند مهارت‌های مختلف هستند.

she excels in both academic and social spheres.

او هم در حوزه‌های علمی و هم در حوزه‌های اجتماعی موفق است.

innovation thrives in creative spheres.

نوآوری در حوزه‌های خلاقیت شکوفا می‌شود.

we need to collaborate across various spheres.

ما نیاز داریم در حوزه‌های مختلف با یکدیگر همکاری کنیم.

the spheres of influence are constantly changing.

حوزه‌های نفوذ به طور مداوم در حال تغییر هستند.

art and science often intersect in unexpected spheres.

هنر و علم اغلب در حوزه‌های غیرمنتظره با هم تلاقی می‌کنند.

he is well-known in political and business spheres.

او در حوزه‌های سیاسی و تجاری به خوبی شناخته شده است.

education plays a vital role in shaping societal spheres.

آموزش نقش حیاتی در شکل‌دهی به حوزه‌های جامعه ایفا می‌کند.

there are many spheres of opportunity in this industry.

در این صنعت حوزه‌های متعددی از فرصت وجود دارد.

understanding different spheres can enhance our perspective.

درک حوزه‌های مختلف می‌تواند دیدگاه ما را ارتقا دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید