orbs

[ایالات متحده]/ɔːbz/
[بریتانیا]/ɔːrbz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع اورب؛ کره‌ها یا اجسام آسمانی

عبارات و ترکیب‌ها

glowing orbs

كره‌هاي درخشان

mystical orbs

كره‌هاي مرموز

floating orbs

كره‌هاي شناور

magic orbs

كره‌هاي جادویی

crystal orbs

كره‌هاي كريستالي

dark orbs

كره‌هاي تاريک

energy orbs

كره‌هاي انرژي

ancient orbs

كره‌هاي باستانی

ethereal orbs

كره‌هاي غيرمادي

colorful orbs

كره‌هاي رنگارنگ

جملات نمونه

the magician conjured glowing orbs in the air.

جادوگر کره‌های درخشان را در هوا احضار کرد.

the artist painted vibrant orbs of color.

هنرمند کره‌های رنگارنگ و پر جنب و جوش را نقاشی کرد.

children played with bouncing orbs in the park.

کودکان با کره‌های پرشی در پارک بازی کردند.

ancient cultures believed in mystical orbs.

فرهنگ‌های باستانی به کره‌های عرفانی اعتقاد داشتند.

the night sky was filled with glowing orbs.

آسمان شب با کره‌های درخشان پر شده بود.

he collected glass orbs from around the world.

او کره‌های شیشه‌ای را از سراسر جهان جمع‌آوری کرد.

orbs of light floated gently in the dark.

کره‌های نور به آرامی در تاریکی شناور بودند.

the game featured magical orbs with special powers.

بازی شامل کره‌های جادویی با قدرت‌های ویژه بود.

she used orbs to represent different emotions.

او از کره‌ها برای نشان دادن احساسات مختلف استفاده کرد.

the scientist studied the behavior of energy orbs.

دانشمند رفتار کره‌های انرژی را مطالعه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید