globules

[ایالات متحده]/ˈɡlɒbjʊlz/
[بریتانیا]/ˈɡlɑːbjuːlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.کره‌های کوچک؛ قطرات ریز مایع

عبارات و ترکیب‌ها

red globules

ریز قرمز

blood globules

ریزهای خونی

fat globules

ریزهای چربی

air globules

ریزهای هوا

tiny globules

ریزهای کوچک

colorful globules

ریزهای رنگارنگ

liquid globules

ریزهای مایع

globules formation

تشکیل حباب‌ها

globules distribution

توزیع حباب‌ها

globules size

اندازه حباب‌ها

جملات نمونه

the scientist observed the globules under the microscope.

دانشمند حباب‌ها را زیر میکروسکوپ مشاهده کرد.

the blood sample contained numerous fat globules.

نمونه خون حاوی تعداد زیادی حباب چربی بود.

globules of water formed on the surface of the leaf.

حباب‌های آب روی سطح برگ شکل گرفتند.

he noticed the globules of paint on the canvas.

او حباب‌های رنگ روی بوم را متوجه شد.

the globules of mercury are highly toxic.

حباب‌های جیوه بسیار سمی هستند.

she studied the behavior of oil globules in water.

او رفتار حباب‌های روغن در آب را مطالعه کرد.

the globules in the mixture began to separate.

حباب‌های موجود در مخلوط شروع به جدا شدن کردند.

scientists are researching how globules affect chemical reactions.

دانشمندان در حال تحقیق هستند که چگونه حباب‌ها بر واکنش‌های شیمیایی تأثیر می‌گذارند.

he used a microscope to count the globules in the sample.

او از یک میکروسکوپ برای شمارش حباب‌ها در نمونه استفاده کرد.

globules in the air can indicate humidity levels.

حباب‌های موجود در هوا می‌توانند نشان‌دهنده سطح رطوبت باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید