glossed

[ایالات متحده]/ɡlɒst/
[بریتانیا]/ɡlɔst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته نقلی gloss؛ برای پوشاندن (اشتباهات)؛ برای تزئین؛ برای به نمایش گذاشتن

عبارات و ترکیب‌ها

glossed over

نادیده گرفتن

glossed text

متن شرح داده شده

glossed words

کلمات شرح داده شده

glossed notes

یادداشت‌های شرح داده شده

glossed details

جزئیات شرح داده شده

glossed meaning

معنی شرح داده شده

glossed definitions

تعاریف شرح داده شده

glossed explanations

توضیحات شرح داده شده

glossed phrases

عبارات شرح داده شده

glossed comments

نظرات شرح داده شده

جملات نمونه

she glossed over the details of the project.

او جزئیات پروژه را نادیده گرفت.

he glossed his speech with humor.

او سخنرانی خود را با طنز آراست.

the teacher glossed the difficult words for the students.

معلم کلمات دشوار را برای دانش آموزان توضیح داد.

they glossed their report to make it more appealing.

آنها گزارش خود را به گونه ای آراستند تا جذاب تر به نظر برسد.

she glossed the painting to enhance its colors.

او نقاشی را برای افزایش رنگ ها آراست.

he glossed over his mistakes in the presentation.

او اشتباهات خود را در ارائه نادیده گرفت.

they glossed the terms of the agreement.

آنها شرایط توافق را توضیح دادند.

she glossed the translation to improve clarity.

او ترجمه را برای بهبود وضوح توضیح داد.

he glossed his resume to highlight his achievements.

او رزومه خود را برای برجسته کردن دستاوردهای خود آراست.

the editor glossed the article before publication.

ویراستار مقاله را قبل از انتشار بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید