glossiness

[ایالات متحده]/ˈɡlɒsɪnəs/
[بریتانیا]/ˈɡlɔːsɪnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. درخشش
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

high glossiness

براق‌بودگی بالا

glossiness level

سطح براق‌بودگی

surface glossiness

براق‌بودگی سطح

glossiness effect

اثر براق‌بودگی

glossiness finish

پوشش براق

glossiness measurement

اندازه‌گیری براق‌بودگی

glossiness quality

کیفیت براق‌بودگی

glossiness test

آزمایش براق‌بودگی

glossiness properties

ویژگی‌های براق‌بودگی

glossiness range

محدوده براق‌بودگی

جملات نمونه

the glossiness of the car's paint makes it look brand new.

درخشش رنگ ماشین باعث می‌شود که کاملاً نو به نظر برسد.

she admired the glossiness of the magazine's cover.

او به درخشندگی جلد مجله علاقه داشت.

glossiness can be an indicator of product quality.

درخشش می‌تواند نشان‌دهنده کیفیت محصول باشد.

the glossiness of the tile adds elegance to the bathroom.

درخشش کاشی‌ها ظرافت را به حمام اضافه می‌کند.

to achieve the desired glossiness, apply a top coat.

برای دستیابی به درخشندگی مورد نظر، یک لایه رویی اعمال کنید.

she prefers a matte finish over glossiness for her artwork.

او ترجیح می‌دهد برای آثار هنری خود، به جای درخشندگی، یک پوشش مات داشته باشد.

the glossiness of the hair reflects good health.

درخشش موها نشان‌دهنده سلامتی خوب است.

adjusting the lighting can enhance the glossiness of the surface.

تنظیم نورپردازی می‌تواند درخشندگی سطح را افزایش دهد.

she used a special polish to increase the glossiness of her shoes.

او از یک صیقلی کننده خاص برای افزایش درخشندگی کفشش استفاده کرد.

the glossiness of the fabric gives the dress a luxurious feel.

درخشش پارچه به لباس حس لوکس بودن می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید