glutenous

[ایالات متحده]/ˈɡluːtənəs/
[بریتانیا]/ˈɡluːtənəs/

ترجمه

adj. دارای کیفیت گلوتن; چسبناک

عبارات و ترکیب‌ها

glutenous rice

برنج چسبناک

glutenous dumplings

کوفته‌های چسبناک

glutenous cake

کیک چسبناک

glutenous flour

آرد چسبناک

glutenous snacks

میان‌وعده‌های چسبناک

glutenous dessert

دسر چسبناک

glutenous porridge

فرنی چسبناک

glutenous noodles

نودل‌های چسبناک

glutenous balls

گلوله‌های چسبناک

glutenous mixture

مخلوط چسبناک

جملات نمونه

glutenous rice is a staple in many asian cuisines.

برنج چسبنده یک غذای اصلی در بسیاری از غذاهای آسیایی است.

she loves making glutenous dumplings during the festival.

او عاشق درست کردن دُمپلیگ چسبنده در طول جشنواره است.

the dessert is made from glutenous flour and filled with sweet red bean paste.

این دسر از آرد چسبنده تهیه شده و با خمیر لوبیا قرمز شیرین پر شده است.

many people enjoy glutenous snacks at street markets.

بسیاری از مردم از خوردن میان وعده‌های چسبنده در بازارهای خیابانی لذت می‌برند.

glutenous foods can be quite chewy and satisfying.

غذاهای چسبنده می‌توانند بسیار جویدنی و رضایت‌بخش باشند.

she prepared a glutenous cake for her friend's birthday.

او برای تولد دوستش یک کیک چسبنده آماده کرد.

glutenous rice balls are traditionally eaten during the lantern festival.

غذاهای چسبنده برنج به طور سنتی در طول جشنواره فانوس خورده می شوند.

they served glutenous noodles with a rich sauce.

آنها رشته‌های چسبنده را با سس خوشمزه سرو کردند.

in some cultures, glutenous dishes symbolize prosperity.

در برخی فرهنگ‌ها، غذاهای چسبنده نماد رونق هستند.

he prefers glutenous snacks over regular chips.

او ترجیح می دهد میان وعده های چسبنده را به جای چیپس های معمولی بخورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید