gnaw

[ایالات متحده]/nɔː/
[بریتانیا]/nɔː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. به طور مداوم گاز گرفتن یا جویدن؛ باعث نگرانی یا درد مداوم شدن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردgnaws
جمعgnaws
قسمت سوم فعلgnawed
صفت یا فعل حال استمراریgnawing
زمان گذشتهgnawed

عبارات و ترکیب‌ها

gnaw on

جویدن

gnaw at

جویدن

gnaw through

جویدن از طریق

جملات نمونه

a dog gnawing a bone.

یک سگ که استخوان می‌جوید.

fear that constantly gnawed me.

ترسی که دائماً مرا آزار می‌داد.

The dog gnawed at the bone.

سگ استخوان را می‌جوید.

Hunger gnawed at the prisoners.

گرسنگی باعث رنج در بین زندانیان شد.

Grief gnaws my heart.

غم قلب من را می‌جوید.

the gnawing pains of hunger

دردهای آزاردهنده گرسنگی

gnaw a hole.See Synonyms at bite

سوراخ بجوید. برای مترادف‌ها به bite مراجعه کنید

waves gnawing the rocky shore.

امواج ساحل صخره‌ای را می‌جوند.

the doubts continued to gnaw at me.

این تردیدها همچنان باعث رنج من شدند.

Rats have gnawed a hole.

موش‌ها سوراخ کرده‌اند.

Anxiety gnawed at his heart.

اضطراب قلب او را می جواند.

The rat gnawed a hole in the wooden box.

موش سوراخی در جعبه چوبی ایجاد کرد.

These doubts had been gnawing at him for some time.

این تردیدها مدتی بود که باعث رنج او شده بودند.

He was afflicted always with a gnawing restlessness.

او همیشه با یک بی قراری آزاردهنده دست و پنجه نرم می کرد.

picking up the pig's foot, he gnawed at it.

او پای خوک را برداشت و شروع به جویدن آن کرد.

she had gnawed her fingers to the bone.

او انگشتانش را تا استخوان جویده بود.

Some of the furniture in this old house has been gnawed away by rats.

برخی از مبلمان این خانه قدیمی توسط موش‌ها جویده شده است.

The farmer’s dog has been gnawing away on a bone under the table.

سگ کشاورز زیر میز مشغول جویدن استخوان است.

نمونه‌های واقعی

Fawkes the phoenix was gnawing a bit of cuttlebone.

فاوکس، پیکارسی، کمی استخوان ماهی را می‌جوید.

منبع: 7. Harry Potter and the Deathly Hallows

And at last, one by one, the ropes were all gnawed through.

و سرانجام، یکی یکی، همه طناب‌ها جویده شدند.

منبع: The Lion, the Witch and the Wardrobe

Then Disease, for lack of other victims, shall gnaw his own heart and die.

سپس بیماری، به دلیل نبود قربانیان دیگر، قلب خود را خواهد جوید و خواهد مرد.

منبع: American Original Language Arts Volume 5

Then began both together to gnaw off the tail!

سپس هر دو با هم شروع به جویدن دم کردند!

منبع: Original Chinese Language Class in American Elementary Schools

I prefer to spend my time eating, gnawing, spying, and hiding.

من ترجیح می‌دهم وقتم را صرف غذا خوردن، جویدن، تجسس و پنهان شدن کنم.

منبع: Charlotte's Web

But I might change my opinion if you don't stop gnawing at that bone.

اما ممکن است نظر من تغییر کند اگر از جویدن آن استخوان دست نکشید.

منبع: Hu Min reads stories to remember TOEFL vocabulary.

The first time he woke, he heard Templeton gnawing a hole in the grain bin.

اولین باری که از خواب بیدار شد، صدای جویدن تمپلتون را در سطل غلات شنید.

منبع: Charlotte's Web

At worst, you might get nipped and gnawed on a little, which is scary enough!

در بدترین حالت، ممکن است کمی گاز گرفته و جویده شوید که خودش ترسناک است!

منبع: If there is a if.

A pale, death-glimmer lit up Fedallah's sunken eyes; a hideous motion gnawed his mouth.

یک درخشش رنگ‌پریده، مرگبار، چشمان فرورفته فداله را روشن کرد؛ یک حرکت زشت دهانش را می‌جوید.

منبع: Moby-Dick

These sharks are going out of their way to gnaw on the metal engine and props.

این کوسه‌ها تمام تلاش خود را می‌کنند تا موتور و ملوانان فلزی را بجوند.

منبع: National Geographic Science Popularization (Video Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید