gnaws at
جویده جویده
gnaws away
جویده و از بین برنده
gnaws inside
جویده در داخل
gnaws deeply
به شدت جویده
gnaws relentlessly
بی وقفه جویده
gnaws slowly
به آرامی جویده
gnaws quietly
به طور آرام جویده
gnaws persistently
به طور مداوم جویده
gnaws away at
جویده و از بین برنده
gnaws on
جویده بر روی
the worry gnaws at her mind day and night.
نگرانی ذهن او را روزانه و شبانه آزار میدهد.
he gnaws on his pencil while thinking.
در حالی که فکر میکند، مدادش را میجویده.
the pain gnaws at him, making it hard to concentrate.
درد او را آزار میدهد و تمرکز کردن را برایش دشوار میکند.
fear gnaws at her confidence before the big presentation.
ترس اعتماد به نفس او را قبل از ارائه مهم آزار میدهد.
he feels a sense of regret that gnaws at him.
او احساس پشمانی میکند که او را آزار میدهد.
loneliness gnaws at the edges of his happiness.
تنهایی لبههای خوشبختی او را آزار میدهد.
the dog gnaws at its bone for hours.
سگ ساعتها استخوانش را میجود.
old grudges can gnaw at relationships over time.
قدیمیترین کینهها میتوانند در طول زمان روابط را آزار دهند.
the question gnaws at him, demanding an answer.
این سوال او را آزار میدهد و خواستار پاسخ است.
she gnaws her lip when she is anxious.
وقتی مضطرب است، لبش را میجود.
gnaws at
جویده جویده
gnaws away
جویده و از بین برنده
gnaws inside
جویده در داخل
gnaws deeply
به شدت جویده
gnaws relentlessly
بی وقفه جویده
gnaws slowly
به آرامی جویده
gnaws quietly
به طور آرام جویده
gnaws persistently
به طور مداوم جویده
gnaws away at
جویده و از بین برنده
gnaws on
جویده بر روی
the worry gnaws at her mind day and night.
نگرانی ذهن او را روزانه و شبانه آزار میدهد.
he gnaws on his pencil while thinking.
در حالی که فکر میکند، مدادش را میجویده.
the pain gnaws at him, making it hard to concentrate.
درد او را آزار میدهد و تمرکز کردن را برایش دشوار میکند.
fear gnaws at her confidence before the big presentation.
ترس اعتماد به نفس او را قبل از ارائه مهم آزار میدهد.
he feels a sense of regret that gnaws at him.
او احساس پشمانی میکند که او را آزار میدهد.
loneliness gnaws at the edges of his happiness.
تنهایی لبههای خوشبختی او را آزار میدهد.
the dog gnaws at its bone for hours.
سگ ساعتها استخوانش را میجود.
old grudges can gnaw at relationships over time.
قدیمیترین کینهها میتوانند در طول زمان روابط را آزار دهند.
the question gnaws at him, demanding an answer.
این سوال او را آزار میدهد و خواستار پاسخ است.
she gnaws her lip when she is anxious.
وقتی مضطرب است، لبش را میجود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید