goatlike grace
خصلتی مانند کوزه
a goatlike stare
نگاهی مانند کوزه
goatlike features
ویژگیهایی مانند کوزه
acting goatlike
رفتاری مانند کوزه
goatlike manner
رویکردی مانند کوزه
goatlike appearance
ظاهری مانند کوزه
felt goatlike
احساس مانند کوزه
goatlike quality
کیفیتی مانند کوزه
seemed goatlike
به نظر میرسد مانند کوزه
inherently goatlike
به طور ذاتی مانند کوزه
the creature had a goatlike face and unsettling eyes.
این موجود یک چهره مانند میش و چشمان نامطمئن داشت.
he possessed a goatlike agility, leaping across the chasm.
او دارای انعطافپذیری مانند میش بود و از روی شکاف پرید.
her laughter had a strangely goatlike quality, high and reedy.
خنده او دارای کیفیتی غیرمعمول مانند میش بود، بلند و نازک.
the old man's beard and stooped posture gave him a goatlike appearance.
چرخ دل پیر مرد و وضعیت خمیدهاش باعث شد که به او ظاهری مانند میش بدهد.
the climber moved with a goatlike ease up the rocky slope.
کوهنورد با آسانی مانند میش روی شیب سنگی حرکت کرد.
the character's goatlike behavior was unsettling to the other children.
رفتار مانند میش شخصیت دیگر کودکان را ناراحت کرد.
despite his size, he moved with a surprising goatlike grace.
با وجود اندازهاش، او با یک گرایش مانند میش شگفتآور حرکت کرد.
the artist sought to capture the goatlike essence of the wild landscape.
هنرمند سعی کرد جوهر میشمانند طبیعت وحشی را ثبت کند.
the dancer’s movements were fluid and goatlike, defying gravity.
حرکات رقصنده مایع و مانند میش بودند که علیه گرانش مقاومت میکردند.
he adopted a goatlike stance, balancing precariously on the wall.
او وضعیتی مانند میش اتخاذ کرد و به طور ناایمن روی دیوار تعادل میبرد.
the comedian’s routine included a goatlike imitation that had the audience roaring.
روش کمدینویس شامل یک تقلید مانند میش بود که باعث شد جمهور شرارت کند.
goatlike grace
خصلتی مانند کوزه
a goatlike stare
نگاهی مانند کوزه
goatlike features
ویژگیهایی مانند کوزه
acting goatlike
رفتاری مانند کوزه
goatlike manner
رویکردی مانند کوزه
goatlike appearance
ظاهری مانند کوزه
felt goatlike
احساس مانند کوزه
goatlike quality
کیفیتی مانند کوزه
seemed goatlike
به نظر میرسد مانند کوزه
inherently goatlike
به طور ذاتی مانند کوزه
the creature had a goatlike face and unsettling eyes.
این موجود یک چهره مانند میش و چشمان نامطمئن داشت.
he possessed a goatlike agility, leaping across the chasm.
او دارای انعطافپذیری مانند میش بود و از روی شکاف پرید.
her laughter had a strangely goatlike quality, high and reedy.
خنده او دارای کیفیتی غیرمعمول مانند میش بود، بلند و نازک.
the old man's beard and stooped posture gave him a goatlike appearance.
چرخ دل پیر مرد و وضعیت خمیدهاش باعث شد که به او ظاهری مانند میش بدهد.
the climber moved with a goatlike ease up the rocky slope.
کوهنورد با آسانی مانند میش روی شیب سنگی حرکت کرد.
the character's goatlike behavior was unsettling to the other children.
رفتار مانند میش شخصیت دیگر کودکان را ناراحت کرد.
despite his size, he moved with a surprising goatlike grace.
با وجود اندازهاش، او با یک گرایش مانند میش شگفتآور حرکت کرد.
the artist sought to capture the goatlike essence of the wild landscape.
هنرمند سعی کرد جوهر میشمانند طبیعت وحشی را ثبت کند.
the dancer’s movements were fluid and goatlike, defying gravity.
حرکات رقصنده مایع و مانند میش بودند که علیه گرانش مقاومت میکردند.
he adopted a goatlike stance, balancing precariously on the wall.
او وضعیتی مانند میش اتخاذ کرد و به طور ناایمن روی دیوار تعادل میبرد.
the comedian’s routine included a goatlike imitation that had the audience roaring.
روش کمدینویس شامل یک تقلید مانند میش بود که باعث شد جمهور شرارت کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید