scraggly

[ایالات متحده]/ˈskræɡli/
[بریتانیا]/ˈskræɡli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای ظاهری نازک، ناهماهنگ یا نامرتب؛ دندانه‌دار یا نامنظم در شکل

عبارات و ترکیب‌ها

scraggly hair

موهای نامرتب

scraggly beard

ریش نامرتب

scraggly dog

سگ نامرتب

scraggly tree

درخت نامرتب

scraggly plants

گیاهان نامرتب

scraggly clothes

لباس‌های نامرتب

scraggly grass

چمن نامرتب

scraggly appearance

ظاهر نامرتب

scraggly outline

طرح نامرتب

scraggly edges

لبه‌های نامرتب

جملات نمونه

the scraggly dog wandered through the streets.

سگ درهم و نامرتب از میان خیابان‌ها عبور کرد.

she trimmed the scraggly edges of her hair.

او لبه‌های نامرتب موهایش را مرتب کرد.

his scraggly beard made him look older.

روباه درهم و نامرتبش باعث می‌شد پیرتر به نظر برسد.

the garden was filled with scraggly weeds.

باغ پر از علف‌های هرز درهم و نامرتب بود.

we found a scraggly cat hiding under the porch.

گربه‌ای درهم و نامرتب را زیر ایوان پیدا کردیم.

his scraggly handwriting was hard to read.

خط درهم و نامرتبش خواندن را دشوار می‌کرد.

the scraggly tree stood alone on the hill.

درخت درهم و نامرتب تنها روی تپه ایستاده بود.

she wore a scraggly sweater that looked old.

او یک ژاکت درهم و نامرتب پوشیده بود که پیر به نظر می‌رسید.

the scraggly hair on her head needed a good brush.

موهای درهم و نامرتب روی سرش به یک برس خوب نیاز داشت.

he adopted a scraggly puppy from the shelter.

او یک توله سگ درهم و نامرتب را از پناهگاه به فرزندی پذیرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید