godlinesses

[ایالات متحده]/ˈɡɒdlinəsɪz/
[بریتانیا]/ˈɡɑːdlɪnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت دینداری یا نیکوکاری

عبارات و ترکیب‌ها

godlinesses abound

خداپرستی فراوان است

pursue godlinesses

خداپرستی را دنبال کنید

embrace godlinesses

خداپرستی را در آغوش بگیرید

reflect godlinesses

خداپرستی را منعکس کنید

teach godlinesses

خداپرستی را آموزش دهید

celebrate godlinesses

خداپرستی را جشن بگیرید

honor godlinesses

خداپرستی را گرامی بدارید

discover godlinesses

خداپرستی را کشف کنید

promote godlinesses

خداپرستی را ترویج دهید

live godlinesses

با خداپرستی زندگی کنید

جملات نمونه

many people strive for godlinesses in their daily lives.

بسیاری از مردم برای godlinesses در زندگی روزمره خود تلاش می‌کنند.

practicing kindness is one of the godlinesses we should embrace.

تمرین مهربانی یکی از godlinesses است که باید آن را در آغوش بگیریم.

her actions reflected the godlinesses she believed in.

اقدامات او بازتابی از godlinesses بود که به آنها اعتقاد داشت.

we should promote godlinesses within our communities.

ما باید godlinesses را در جوامع خود ترویج کنیم.

godlinesses can inspire others to lead better lives.

godlinesses می‌تواند الهام‌بخش دیگران برای داشتن زندگی بهتر باشد.

he spoke about the importance of godlinesses in modern society.

او در مورد اهمیت godlinesses در جامعه مدرن صحبت کرد.

her teachings focused on cultivating various godlinesses.

آموزش او بر پرورش godlinesses مختلف متمرکز بود.

to achieve inner peace, one must practice godlinesses.

برای رسیدن به آرامش درونی، باید godlinesses را تمرین کرد.

godlinesses are often reflected in our interactions with others.

godlinesses اغلب در تعاملات ما با دیگران منعکس می شود.

she believes that godlinesses lead to a fulfilling life.

او معتقد است که godlinesses منجر به یک زندگی رضایت بخش می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید