faithfulness

[ایالات متحده]/'feiθfəlnis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وفاداری، صداقت، درستی
Word Forms

جملات نمونه

Matrimonial vows are to show the faithfulness of the new couple.

عهد ازدواج برای نشان دادن وفاداری زوج جدید است.

You haven’t dexterity of chook , saponaceous of duck , faithfulness of dog , diligent of cattle.

شما مهارت مرغ، صابونی اردک، وفاداری سگ و کوششی گاو را ندارید.

The principles include faithfulness, exactness and consistency.In the discussion of each principle there are translation theories such as the opinions of Tytler, Postgate, Tollman.

اصول شامل وفاداری، دقت و ثبات هستند. در بحث هر یک از اصول، نظریه‌های ترجمه مانند نظرات تیتلر، پست‌گیت و تولمن وجود دارد.

to have faithfulness in a relationship

داشتن وفاداری در یک رابطه

loyalty and faithfulness are important in a friendship

وفاداری و صداقت در دوستی مهم هستند.

to demonstrate faithfulness to one's beliefs

نشان دادن وفاداری به باورهای خود

faithfulness to one's promises is crucial in business

وفاداری به وعده های خود در کسب و کار بسیار مهم است.

to prove one's faithfulness through actions

اثبات وفاداری خود از طریق اعمال

faithfulness is a key component of a successful marriage

وفاداری یک جزء کلیدی از یک ازدواج موفق است.

to question someone's faithfulness can damage trust

سوال کردن در مورد وفاداری کسی می تواند اعتماد را از بین ببرد.

faithfulness to the company's values is expected from employees

وفاداری به ارزش های شرکت از کارمندان انتظار می رود.

to test the faithfulness of a friend in times of need

آزمایش وفاداری یک دوست در زمان نیاز

faithfulness to traditions can be a source of strength

وفاداری به سنت ها می تواند منبع قدرت باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید