golden-haired

[ایالات متحده]/[ˈɡəʊldən ˈheːd]/
[بریتانیا]/[ˈɡoʊldən ˈheɪrd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن موهای طلایی‌رنگ؛ مربوط به یا ویژگی فردی با موهای طلایی.

عبارات و ترکیب‌ها

golden-haired girl

دختر مو طلایی

golden-haired youth

جوان مو طلایی

golden-haired child

کودک مو طلایی

a golden-haired man

مرد مو طلایی

golden-haired beauty

زیبای مو طلایی

golden-haired princess

شاهزاده خانم مو طلایی

golden-haired couple

زوج مو طلایی

seeing golden-haired

دیدن مو طلایی

golden-haired locks

گیسوان طلایی

golden-haired head

سر مو طلایی

جملات نمونه

the golden-haired girl skipped through the meadow, laughing.

دختر طلایی‌مو در چمنزار با خوشحالی جست و خیز می‌کرد.

he remembered the golden-haired woman from his childhood vividly.

او به وضوح زن طلایی‌مو را از دوران کودکی‌اش به یاد آورد.

a golden-haired puppy chased a ball across the lawn.

یک توله سگ طلایی‌مو یک توپ را در سراسر زمین چمن تعقیب کرد.

the artist painted a portrait of a golden-haired angel.

هنرمند پرتره‌ای از یک فرشته طلایی‌مو کشید.

she admired the golden-haired child playing in the park.

او کودک طلایی‌مو را که در پارک بازی می‌کرد تحسین کرد.

the golden-haired model posed for the photographer's lens.

مدل طلایی‌مو برای لنز دوربین عکاس ژست گرفت.

he described the golden-haired princess in his fantasy novel.

او شاهدخت طلایی‌مو را در رمان فانتزی خود توصیف کرد.

the golden-haired mermaid sat on a rock by the sea.

یک پری دریایی طلایی‌مو روی یک صخره کنار دریا نشست.

a golden-haired child built a sandcastle on the beach.

یک کودک طلایی‌مو یک قلعه شنی در ساحل ساخت.

the golden-haired dancer twirled gracefully across the stage.

رقصنده طلایی‌مو به طور ظریف در سراسر صحنه چرخید.

she wore a crown and looked like a golden-haired queen.

او یک تاج بر سر داشت و شبیه یک ملکه طلایی‌مو بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید