black-haired boy
پسر موی سیاه
a black-haired woman
زنانی با موی سیاه
black-haired man
مرد موی سیاه
black-haired girl
دختر موی سیاه
she's black-haired
او موی سیاه دارد
black-haired youth
نوجوان موی سیاه
black-haired couple
جفتی با موی سیاه
black-haired student
دانشجوی موی سیاه
black-haired artist
هنرمند موی سیاه
she had long, black-haired waves cascading down her back.
آقایش بلند و م渡های سیاه داشت که از پشت او پایین میریخت.
the black-haired boy stood out in the crowd.
پسری با موی سیاه در جمع جمعه برجسته بود.
he admired the black-haired woman's striking beauty.
او زیبایی شگفتآور زنی با موی سیاه را دوست داشت.
the artist painted a portrait of a black-haired man.
هنرمند یک پرتره مردی با موی سیاه را نقاشی کرد.
a black-haired wolf prowled through the forest.
یک گرگی با موی سیاه در جنگل پیاده میگذشت.
the black-haired singer captivated the audience with her voice.
آواز خوانندهای با موی سیاه جمهور را جذب کرد.
he remembered the black-haired girl from his childhood.
او دختری با موی سیاه را از کودکی خود به یاد میآورد.
the black-haired student excelled in his studies.
دانشجویی با موی سیاه در تحصیلهای خود موفق بود.
she styled her black-haired hair into an elegant updo.
او موی سیاه خود را به یک گردی زیبای بالا تبدیل کرد.
the black-haired dancer moved gracefully across the stage.
رقصندهای با موی سیاه به گونهای زیبایی روی پیش صحنه حرکت کرد.
he inherited his black-haired genes from his mother.
او ژنهای موی سیاه خود را از مادرش ارثبرداری کرد.
black-haired boy
پسر موی سیاه
a black-haired woman
زنانی با موی سیاه
black-haired man
مرد موی سیاه
black-haired girl
دختر موی سیاه
she's black-haired
او موی سیاه دارد
black-haired youth
نوجوان موی سیاه
black-haired couple
جفتی با موی سیاه
black-haired student
دانشجوی موی سیاه
black-haired artist
هنرمند موی سیاه
she had long, black-haired waves cascading down her back.
آقایش بلند و م渡های سیاه داشت که از پشت او پایین میریخت.
the black-haired boy stood out in the crowd.
پسری با موی سیاه در جمع جمعه برجسته بود.
he admired the black-haired woman's striking beauty.
او زیبایی شگفتآور زنی با موی سیاه را دوست داشت.
the artist painted a portrait of a black-haired man.
هنرمند یک پرتره مردی با موی سیاه را نقاشی کرد.
a black-haired wolf prowled through the forest.
یک گرگی با موی سیاه در جنگل پیاده میگذشت.
the black-haired singer captivated the audience with her voice.
آواز خوانندهای با موی سیاه جمهور را جذب کرد.
he remembered the black-haired girl from his childhood.
او دختری با موی سیاه را از کودکی خود به یاد میآورد.
the black-haired student excelled in his studies.
دانشجویی با موی سیاه در تحصیلهای خود موفق بود.
she styled her black-haired hair into an elegant updo.
او موی سیاه خود را به یک گردی زیبای بالا تبدیل کرد.
the black-haired dancer moved gracefully across the stage.
رقصندهای با موی سیاه به گونهای زیبایی روی پیش صحنه حرکت کرد.
he inherited his black-haired genes from his mother.
او ژنهای موی سیاه خود را از مادرش ارثبرداری کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید