black-haired

[ایالات متحده]/[blækˈhɛːd]/
[بریتانیا]/[blækˈhɛːrd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای موی سیاه؛ توصیف کننده یک نفر با موی سیاه.
n. یک نفر با موی سیاه.

عبارات و ترکیب‌ها

black-haired boy

پسر موی سیاه

a black-haired woman

زنانی با موی سیاه

black-haired man

مرد موی سیاه

black-haired girl

دختر موی سیاه

she's black-haired

او موی سیاه دارد

black-haired youth

نوجوان موی سیاه

black-haired couple

جفتی با موی سیاه

black-haired student

دانشجوی موی سیاه

black-haired artist

هنرمند موی سیاه

جملات نمونه

she had long, black-haired waves cascading down her back.

آقایش بلند و م渡ه‌ای سیاه داشت که از پشت او پایین می‌ریخت.

the black-haired boy stood out in the crowd.

پسری با موی سیاه در جمع جمعه برجسته بود.

he admired the black-haired woman's striking beauty.

او زیبایی شگفت‌آور زنی با موی سیاه را دوست داشت.

the artist painted a portrait of a black-haired man.

هنرمند یک پرتره مردی با موی سیاه را نقاشی کرد.

a black-haired wolf prowled through the forest.

یک گرگی با موی سیاه در جنگل پیاده می‌گذشت.

the black-haired singer captivated the audience with her voice.

آواز خواننده‌ای با موی سیاه جمهور را جذب کرد.

he remembered the black-haired girl from his childhood.

او دختری با موی سیاه را از کودکی خود به یاد می‌آورد.

the black-haired student excelled in his studies.

دانشجویی با موی سیاه در تحصیل‌های خود موفق بود.

she styled her black-haired hair into an elegant updo.

او موی سیاه خود را به یک گردی زیبای بالا تبدیل کرد.

the black-haired dancer moved gracefully across the stage.

رقصنده‌ای با موی سیاه به گونه‌ای زیبایی روی پیش‌ صحنه حرکت کرد.

he inherited his black-haired genes from his mother.

او ژن‌های موی سیاه خود را از مادرش ارث‌برداری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید