princess

[ایالات متحده]/ˌprɪnˈses/
[بریتانیا]/ˈprɪnses/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ملکه همسر
زن پادشاه
زن در موقعیت قدرت
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

beautiful princess

ملکه زیبا

royal princess

شاهزاده سلطنتی

fairy tale princess

شاهزاده داستان‌های جادویی

princess gown

لباس شاهزاده

princess tiara

تاج‌ شاهزاده

princess castle

قلعه شاهزاده

princess diana

دیانا، شاهدخت ولز

princess of wales

شاهزاده ولز

crown princess

شاهزاده خانم

a little princess

یک شاهزاده خانم کوچک

princess mononoke

شاهزاده مونونوکه

جملات نمونه

a princess of the blood.

یک شاهدخت از خاندان سلطنتی.

the princess of American politics.

شاهزاده سیاست آمریکایی.

the Princess unveiled a plaque.

شاهزاده پرده‌برداری از یک لوح را انجام داد.

The princess was ostracised for marrying a rich bourgeois.

شاهزاده به دلیل ازدواج با یک بورژوا ثروتمند طرد شد.

Her Royal Highness the Princess Margaret.

شاهزاده مارگارت، اعلی‌حضرت سلطنتی.

is something the matter, princess?.

آیا مشکلی وجود دارد، شاهزاده خانم؟

princess dress (=petticoat, slip)

لباس شاهزاده خانم (=دامن‌پوش، زیرپوش)

I am still a coxy princess!

من هنوز یک شاهزاده خانم کوکسی هستم!

The princess is dressed by a famous dressmaker.

شاهزاده خانم لباس یکی از خیاط‌های مشهور را پوشیده است.

The princess was ostracized for marrying a rich bourgeois.

شاهزاده خانم به دلیل ازدواج با یک بورژوازی ثروتمند مورد طرد قرار گرفت.

The youngest princess is only 13 years old.

جوان‌ترین شاهزاده خانم تنها ۱۳ سال دارد.

the Princess honoured the ball with her presence.

شاهزاده خانم با حضور خود، مهمانی را گرامی داشت.

The princess felt sad and did not like to sleep. Then she became tabid.

شاهزاده خانم احساس غم کرد و دوست نداشت بخوابد. سپس تب گرفت.

The wicked old woman charmed the princess with magic words.

زن پیر خبیثه شاهزاده خانم را با کلمات جادویی مسحور کرد.

She performs the duties of a princess with great aplomb.

او وظایف یک شاهزاده خانم را با اعتماد به نفس فراوان انجام می‌دهد.

the old king called the three princesses to divide his kingdom among them.

شاه پیر سه شاهزاده خانم را احضار کرد تا پادشاهی خود را بین آنها تقسیم کند.

the princess looked glum but later cheered up.

شاهزاده خانم ناراحت به نظر می‌رسید اما بعداً شاد شد.

When leaving the presence of the princess, you have to bow yourself out as you go.

هنگامی که از حضور شاهزاده خانم خارج می‌شوید، باید هنگام رفتن تعظیم کنید.

نمونه‌های واقعی

Ah, I see, and what about you, princess?

آه، متوجه شدم، در مورد شما چه می‌شود، شاهزاده خانم؟

منبع: The Growth History of a Little Princess

Will the stable boy never get the princess?

آیا پسر خدمتکار هرگز نمی‌تواند شاهزاده خانم را به دست آورد؟

منبع: Friends Season 9

Sometimes I'd like to be the princess.

گاهی اوقات دوست دارم شاهزاده خانم باشم.

منبع: Modern Family Season 6

If you were a princess you were in profile.

اگر شما شاهزاده خانم بودید، از پروفایل بودید.

منبع: Oxford University's "The Beautiful Princess"

The monster followed the princess back into the pagoda.

غول شاهزاده خانم را به داخل معبد بازگرداند.

منبع: Journey to the West

Well, we're all Disney princesses in our heart.

خب، همه ما در قلبمان شاهزاده خانم‌های دیزنی هستیم.

منبع: Hobby suggestions for React

The hero of the story finally marries the princess.

قهرمان داستان سرانجام با شاهزاده خانم ازدواج می‌کند.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

I agree, which is why I hired a princess.

من موافقم، به همین دلیل یک شاهزاده خانم استخدام کردم.

منبع: Modern Family - Season 02

Then he set out to find the sleeping princess.

سپس او برای یافتن شاهزاده خانم خفته راهی شد.

منبع: American Elementary School English 4

Rapunzel is a princess who is locked in a tower.

راپونزل شاهزاده خانم است که در یک برج زندانی است.

منبع: Advanced Daily Grammar (Audio Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید