gouged out
بیرون کشیده شده
gouged eyes
چشمهای بیرون کشیده شده
gouged hole
سوراخ بیرون کشیده شده
gouged surface
سطح بیرون کشیده شده
gouged wood
چوب بیرون کشیده شده
gouged rock
سنگ بیرون کشیده شده
gouged metal
فلز بیرون کشیده شده
gouged area
منطقه بیرون کشیده شده
gouged terrain
منطقه بیرون کشیده شده
the tree was gouged by the storm's fierce winds.
درخت توسط بادهای شدید طوفان خراشیده شده بود.
the mechanic gouged the metal while trying to fix the car.
مکانیک در حین تلاش برای تعمیر ماشین، فلز را خراشید.
he gouged a deep hole in the ground for the post.
او یک گودال عمیق در زمین برای ستون ایجاد کرد.
the artist gouged intricate designs into the wood.
هنرمند طرح های پیچیده ای را روی چوب خراشید.
she accidentally gouged the surface of the table.
او به طور تصادفی سطح میز را خراشید.
the rock climber gouged his hand on a sharp edge.
کوهنورد دست خود را روی یک لبه تیز خراشید.
the contractor gouged the concrete during the renovation.
کنسرو، بتن را در حین بازسازی خراشید.
he gouged his initials into the tree trunk.
او حروف اول نام خود را روی تنه درخت خراشید.
the child gouged the sand with a toy shovel.
کودک با بیل اسباب بازی، شن را خراشید.
the chef gouged out the core of the apple.
سرآشپز مغز سیب را خارج کرد.
gouged out
بیرون کشیده شده
gouged eyes
چشمهای بیرون کشیده شده
gouged hole
سوراخ بیرون کشیده شده
gouged surface
سطح بیرون کشیده شده
gouged wood
چوب بیرون کشیده شده
gouged rock
سنگ بیرون کشیده شده
gouged metal
فلز بیرون کشیده شده
gouged area
منطقه بیرون کشیده شده
gouged terrain
منطقه بیرون کشیده شده
the tree was gouged by the storm's fierce winds.
درخت توسط بادهای شدید طوفان خراشیده شده بود.
the mechanic gouged the metal while trying to fix the car.
مکانیک در حین تلاش برای تعمیر ماشین، فلز را خراشید.
he gouged a deep hole in the ground for the post.
او یک گودال عمیق در زمین برای ستون ایجاد کرد.
the artist gouged intricate designs into the wood.
هنرمند طرح های پیچیده ای را روی چوب خراشید.
she accidentally gouged the surface of the table.
او به طور تصادفی سطح میز را خراشید.
the rock climber gouged his hand on a sharp edge.
کوهنورد دست خود را روی یک لبه تیز خراشید.
the contractor gouged the concrete during the renovation.
کنسرو، بتن را در حین بازسازی خراشید.
he gouged his initials into the tree trunk.
او حروف اول نام خود را روی تنه درخت خراشید.
the child gouged the sand with a toy shovel.
کودک با بیل اسباب بازی، شن را خراشید.
the chef gouged out the core of the apple.
سرآشپز مغز سیب را خارج کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید