gouged

[ایالات متحده]/ɡaʊdʒd/
[بریتانیا]/ɡaʊdʒd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته نقلی gouge; به طور بیش از حد هزینه گرفتن; بیرون آوردن; حفاری کردن

عبارات و ترکیب‌ها

gouged out

بیرون کشیده شده

gouged eyes

چشم‌های بیرون کشیده شده

gouged hole

سوراخ بیرون کشیده شده

gouged surface

سطح بیرون کشیده شده

gouged wood

چوب بیرون کشیده شده

gouged rock

سنگ بیرون کشیده شده

gouged metal

فلز بیرون کشیده شده

gouged area

منطقه بیرون کشیده شده

gouged terrain

منطقه بیرون کشیده شده

جملات نمونه

the tree was gouged by the storm's fierce winds.

درخت توسط بادهای شدید طوفان خراشیده شده بود.

the mechanic gouged the metal while trying to fix the car.

مکانیک در حین تلاش برای تعمیر ماشین، فلز را خراشید.

he gouged a deep hole in the ground for the post.

او یک گودال عمیق در زمین برای ستون ایجاد کرد.

the artist gouged intricate designs into the wood.

هنرمند طرح های پیچیده ای را روی چوب خراشید.

she accidentally gouged the surface of the table.

او به طور تصادفی سطح میز را خراشید.

the rock climber gouged his hand on a sharp edge.

کوهنورد دست خود را روی یک لبه تیز خراشید.

the contractor gouged the concrete during the renovation.

کنسرو، بتن را در حین بازسازی خراشید.

he gouged his initials into the tree trunk.

او حروف اول نام خود را روی تنه درخت خراشید.

the child gouged the sand with a toy shovel.

کودک با بیل اسباب بازی، شن را خراشید.

the chef gouged out the core of the apple.

سرآشپز مغز سیب را خارج کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید